جلال الدين الرومي

34

فيه ما فيه ( فارسى )

دنيا خواه آخرت خواه بازرگانى خواه پادشاهى خواه علم خواه نجوم و غيره تا مريم را درد زه 55 پيدا نشد قصد آن درخت بخت نكرد كه : آية « 1 » فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ « * » او را آن درد به درخت آورد و درخت خشك ميوه‌دار شد تن همچون مريم است و هر يكى عيسى داريم ، اگر ما را درد پيدا شود عيسى ما بزايد و اگر درد نباشد عيسى هم از آن راه نهانى كه آمد باز به اصل خود پيوندد ، الا ما محروم مانيم و ازو بىبهره شعر جان از درون به فاقه و طبع از برون به برگ * ديو از خورش به هيضه « 2 » و جمشيد ناشتا اكنون بكن دوا كه مسيح تو بر زمى است « 3 » * چون شد مسيح سوى فلك فوت شد دوا 56

--> ( 1 ) . ح : ( آيه ) ندارد ( * ) سورهء مريم آيهء 23 ( 2 ) . ح : بتغمه ( 3 ) . ح : بر زمين است