جلال الدين الرومي

230

فيه ما فيه ( فارسى )

مىگويد كه « من اينجا نگنجم و تو آنجا دير رسى . گنجيدن من اينجا محال است و آمدن تو آنجا صعب است تكوين محال محال است امّا تكوين صعب محال نيست . » پس اگرچه صعب است جهد كن تا به علم بزرگ پيوندى و متوقّع مباش كه آن اينجا گنجد كه محال است و همچنين اغنيا از محبّت غناى حقّ ، پول پول جمع مىكنند و حبّه حبّه تا صفت غنا ايشان را حاصل گردد از پرتو غنا . پرتو غنا مىگويد « من منادىام شما را از آن غناى بزرگ مرا چه اينجا مىكشيد كه من اينجا نگنجم ، شما سوى اين غنا آييد . » فىالجمله اصل عاقبت است عاقبت محمود باد عاقبت محمود آن باشد كه درختى كه بيخ او در آن باغ روحانى ثابت باشد و فروع و شاخه‌هاى او ، ميوه‌هاى او به جاى ديگر آويخته شده باشد و ميوه‌هاى او ريخته ، عاقبت آن ميوه‌ها را به آن باغ برند زيرا بيخ در آن باغ است . و اگر به عكس باشد ، اگرچه به صورت تسبيح و تهليل كند ، چون بيخش درين عالم است آن هم ميوه‌هاى او را به اين عالم آورند و اگر هر دو در آن باغ باشد نور على نور باشد .