جلال الدين الرومي

198

فيه ما فيه ( فارسى )

فصل شيخ ابراهيم عزيز درويشى است . چون او را مىبينيم از دوستان ياد مىآيد . مولانا شمس الدّين را عظيم عنايت بود با ايشان . پيوسته گفتى شيخ ابراهيم ما و به خود اضافت كردى . عنايت چيزى ديگر و اجتهاد كارى ديگر . انبيا به مقام نبوّت به واسطه اجتهاد نرسيدند و آن دولت به عنايت يافتند . الّا سنت چنان است كه هركه را آن حاصل شود سيرت و زندگانى او بر طريق اجتهاد و صلاح باشد و آن هم براى عوام است تا بر ايشان و قول ايشان اعتماد كنند زيرا نظر ايشان بر باطن نمىافتد و ظاهربين‌اند . و چون عوام متابعت ظاهر كنند به واسطه و بركت آن به باطن راه يابند . آخر فرعون نيز اجتهاد عظيم مىكرد در بذل و احسان و اشاعت خير الّا چون عنايت نبود ، لاجرم آن طاعت و اجتهاد و احسان او را فروغى نبود و آن جمله را بپوشانيد . همچنان‌كه اميرى در قلعه با اهل قلعه احسان و خير مىكند و غرض او آن است كه بر پادشاه خروج كند و طاغى شود . لاجرم آن احسان او را قدر و فروغى نباشد . و اگرچه به كلّى نتوان نفى عنايت كردن از فرعون و شايد كه حق تعالى را با او عنايت خفى باشد . براى مصلحتى او را مردود گرداند . زيرا پادشاه را قهر و لطف و خلعت و زندان ، هر دو مىبايد . اهل دل ازو به كلّى نفى عنايت نكنند ، الّا اهل ظاهر او را به كلّى مردود دانند . و مصلحت در آن است جهت قوام ظاهر . پادشاه يكى را بر دار مىكند و در ملاء خلايق جاى بلند عظيم او را مىآويزند . اگرچه در خانه پنهان از مردم و از ميخى پست نيز توان درآويختن . الّا مىبايد كه تا مردم ببينند و اعتبار گيرند و نفاذ حكم و امتثال امر پادشاه ظاهر شود . آخر همه دارها از چوب نباشد . منصب و بلندى و دولت دنيا نيز دارى عظيم بلندست . چون حق تعالى خواهد كه كسى را بگيرد او را در دنيا منصبى عظيم و