ابن عربي ( مترجم : سعيدى )

22

ترجمان الاشواق ( فارسى )

صورت انبياء و رسل از آدم گرفته تا خاتم ظاهر گشته ، و با ظهور شخص محمد عربى كه اكمل و افضل انبيا است و دين و شريعتش ناسخ جميع اديان و شرايع است ، انقطاع پذيرفته و خاتمه يافته . بنابراين همه انبيا و پيامبران سلف از آدم تا عيسى مسيح ، مظاهر آن حقيقت و نوّاب و ورثهء او هستند . كه مقام نبوت براى محمد ( ص ) محقق بوده درحالىكه هنوز آدمى وجود نداشته است كه نبوت براى محمّد و پيش از همه انبيا و از جمله آدم حاصل شد ، و اگرچه صورت طبيعى انسانى براى انبياء و از جمله آدم قبل از حصول آن براى محمد حاصل بوده است پس آدم ابو الاجسام و محمد اب الورثه است در كتاب مصباح الهدايه ص 112 به عبارت ديگرى تفسير مىشود به اين معنى : مراد و محبوب مطلق ، سيد كائنات است و او است كه گفت « انا من اللّه و المؤمنون منى » چه مقصود آفرينش وجود او بود و كائنات طفيل او « لولاك لما خلقت الكون » هيچ مخلوق را از انبياء و اوليا اين خلقت محبوبى نبخشيدند الّا او را و پيروانش او را « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » مىدانند سوره 3 آيه 29 . خطاب از حضرت رسالت در حق موسى ( ع ) كه مرتبه محبّى داشت و خواهان محبوبى بود اين آمد كه : « لو كان موسى بن عمران حيا ما وسعه الّا اتّباعي » يعنى : اگر موسى بن عمران زنده بود جز از من پيروى نمىكرد و عيسى ( ع ) چون اين مرتبه خواست او را چندين سال در آسمان موقوف داشتند تا بعد از بعثت رسول اكرم ( ص ) به‌واسطه احياى دين مصطفوى و متابعت سنت نبوى به مقام محبوبى رسد و هيچ‌كس به محبّى به حق نرسد الا بمحبوبى چه به خداى تعالى جز به خداى نتوان رسيد ، به آفتاب توان ديد آفتاب كجا است ؛ ابو على دقاق گفته است : موسى چون مريد بود گفت : « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي و محمد ( ص ) چون مراد بود او را گفتند : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ و همچنين موسى گفت : « أَرِنِي » جواب آمد كه : « لَنْ تَرانِي » و محمد را گفتند : « أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ » دراين‌باره شاعر گويد : گفتا به صورت ارچه ز اولاد آدمم * از روى مرتبت به همه حال برترم آبى كه زنده گشت از او خضر جاودان * آن آب چيست قطره‌اى از حوض كوثرم آن دم كزو مسيح همى مرده زنده كرد * يك نفخه بود از نفس روح‌پرورم فىالجمله مظهر همه اشياست ذات من * بل اسم اعظمم به حقيقت چو بنگرم