سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
41
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
كى است كه علم و حكمت و جنگ و كار ايشان خلاف يكديگرست يكديگر را قهركننده و زير و زبركننده همه مقهوراند به يكديگر قاهرى ببايد اينها را . أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ « * » خرج آنگاه توانى كردن كه دخل بينگيزى درين آيت اطلاق و امرست بكسبها از بيابانها شخار 153 زنى « 1 » و گوگرد آرى و گوهرها از كانها بيرون آرى و مايهء آبگينه به يارى ترشها 154 بدروى و لسان الثور 155 و كسنج . كسبها همان درودن بيابان را ماند تا ندروى و نزنى بصابون و لعابها و انگشدها 156 « 2 » و اگر از بيابان و كانها آورى درين وجوه خرج نكنى و صرف نكنى گوگرد كنده و شخارها و كسب 157 را بر بناگوش بنه و در آن مىنگريت وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ « * * » يعنى ما يبخل الّا على نفسه او باز نمىدارد مگر از تن خود اگرچه همه مالها جمع كنى چون خرج نكنى تو از نفع آن باز مانى اما نفع آن را اللّه به همه چيزهاء ديگر برساند از ستور و چاكر و هندو و دزدان و طرّاران و خيلات تو و غير وى وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ « * * » خداوند بىنيازست از خرج شما و شما محتاجيت به خرج كردن و تخم انداختن او معناه او غنى است بطلبيد از حضرتش ريعها و نزلها كه محتاجيت ، اين تخمهاء تدبير را چند گرد دست گردانيد و به شك مىباشيت كه ما را از كاشتن چيزى برآيد يا نهآيد كه وقت بگذرد و ناكاشته بماند زودتر اين تخمهاء تدبير را درين راه دراندازيت إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ « * * * » حصار كالبدتان ديدبان و حرس ظاهر دارند و چشم باز و گوش در هوا و اندك حركتى و لكن همچنين نشسته خفتهاند خصمان چون بيايند بسر حصار بردوند و ديدبانان را سر بردارند و وى را خبر نى و يا مثل آنست كه شخصى بسازند بر سر بارها و يا زمينها چون دزد از دور نگاه كند پندارد كه كسى است كه نگاه مىدارد .
--> ( * ) قرآن كريم ، 2 / 195 ( 1 ) - در حاشيه نوشته است : شخار قليهء گازران و رنگرزان . ( 2 ) - متن : انگشترها . حاشيه : انگشدها . ( * * ) قرآن كريم ، 47 / 38 ( * * * ) قرآن كريم ، 5 / 37