سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
39
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
در زبر جداول وى ، و خاك بر وى ريزند سال بر گذرد شاخها از زمين برآيد آن را ببرند و برگ آن پيله را دهند باز سال ديگر از آن اصلها سه چهار شاخ بر زند باز ببرند سه چهار بار همچنين كنند باز از اصل آن بريده آن شاخهاء بالان بزند . جهان مصور محسوس از خوش و ناخوش ميوه و درخت و آب روان و آتش و دود از بهر « 1 » پديد آوردند تا بدينها تفهيم كنند كه در عالم دگر چنين چيزهاست و همت بمحسوس رود از بهشت و دوزخ نه بمعقول در عالم فنا نخلبندى 148 چنين فرمايند از گل تا آنجا كه حقيقت باشد تا چگونه باشد همه رنج و سوداى تو از كاهلى و بىكارى است دفع آن بلا اينست فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ « * » رنج تلاوت قرآن و زارى كردن نشسته و خاسته بجاى آر وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ « * » . اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ « * * » يعنى قرآن از بهر طلب اللّه و تضرع ب اللّه و زارى ب اللّه خوان نه از بهر تأويلهاء ديگر و جبر و قدر 149 مخوان اگر سؤال مختلفى كنند و موضع اشتباه 150 بگوى كه اللّه پيش از رؤيت 151 و مخلوقى قرآن 152 بيانى ديگر فرموده است بيا تا آن را باشيم و دست ازين بداريم چو بيكار نماندهايم تا بدينجاى رسيم اين مواضع اشتباه آنكس كه اين اشتباه پديد آورده است چون محكمش را بجاى آرى اين اشتباه را او روشن تواند كردن نه تو ، با تو چه بحث كنم مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ « * * * » اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً « * * * * »
--> ( 1 ) - اينجا كلمهييست كه خوانده نمىشود مثل : تبيين ، نپشتن ( نبشتن ) ( * ) قرآن كريم ، 94 / 7 ، 8 ( * * ) قرآن كريم ، 96 / 1 ( * * * ) قرآن كريم ، 3 / 7 ( * * * * ) قرآن كريم ، 4 / 87