سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
38
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
مىسوزد و چراغ عمل مىشود و چراغ بعالم ديگر مىرود . اللّه مراقبت زن و بچه و مصالح مالى خلقان و نصيحت ايشان بر رشتهء عقل باز بسته است و تا مادام كه اللّه رشتهء عقل بر پاى تو بسته است اين بارها مىبايد كشيدن . چند چيز را بيخ حاجت نهآيد تاك انگور را و سپيدار را و بيد را اگرچه سالهاء ديگر بر بيرون آورده باشد چون امسال برگ و شكوفه بيرون نياورده باشد در فصل بهار در زمين نشانى بگيرد و وقت نشاندن او جز بهار نباشد و ديگر درختان را بيخ و نهال بايد پيش از آنك برگ و شكوفه بيرون آورده باشد اگر شكوفه اندكى بيرون آورده باشد و تمام بيرون نياورده باشد هم بگيرد . اما اگر دانه خواهى نشاندن تيرماه بايد نشاندن تا نم به خود كشد و به زمستان برف بر وى آيد بشكافد و مغز را حال بگردد . گل سورى را با سپيدار وصل كنند شاخ سپيدار را ببرند و مقدارى انگشتى يا زياده پوست از وى باز كنند و بدان مقدار چوب از پوست شاخ گل بيرون كشند آن پوست شاخ گل را در آن چوب سپيدار فروكشند به اندازهء بريدگى پوست و با آن پوست پيشين هموار كنند و كلك 144 بر آنجاى مالند آنگاه ليفى بر آنجا پيچانند آنگاه گل بر آنجا زنند چون آن سپيدار آب به پوست خود كشد آن پوست گل بدان پيوندد و يكى شود . در بهار درخت آب از بيخ بسر شاخها كشد و به تيرماه آب از شاخ به بيخ كشد و سر خشك شود اما وصل شاخ آبى بسيب و سيب به آبى و توث بخر توث 145 و غيرهما شاخ سيب را مثلا از دو طرف تراشه برگيرند چون قلم ، و دو طرف پوست با چوب رها كنند آنگاه شاخ درخت آبى را يا درخت آبى را ببرند و كارد بر وى نهند بشكافند و كارد در آن ميانه آرند تا شكافته گشاده ماند آنگاه آن شاخ سيب چون قلم را در ميانهء آن شكاف نهند و كارد بر كشند تا آن شكاف آن را سخت بگيرد پارهء گل بر آن مالند و چيزى بر آن پيچند و گل درمالند ، آن بگيرد بفصل بهار پيش از آنكه شكوفه بيرون آورده باشد . بدهستان 146 توث را غفج 147 كنند و در ليف دراز درمالند و در زير گرد در زمين كنند و