سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

27

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

كدام . مؤمن بيترس‌كننده است 102 از عذاب خود را ، ترس از من ببر بتوفيق كارى كه موجب امان باشد از حضرت تو . سلام مىگفتم يعنى بىعيب يعنى صورت حوران و شاهان و همه صورتها هرچه ترا مصوّر شود و مزه‌هاء شهوتى و انواع وى و مزه‌هاء عقلى و حسّى اللّه ننگ دارد ازينها و ننگ باشد كه كسى اللّه را بدينها نسبت كند چون اللّه عدم محال باشد و اين‌ها عدم‌اند عاقبت و بدين مهربانيها و قدرتها و مزها و جمالها نمىماند معلوم مىشود كه ازينها ننگ باشد اللّه را ازين معنى است كه دل را از همه مزها سآمتى آيد و از طلب اللّه هرگز سير نشود يا رب تا اللّه چه لطف و بها و حسن و مهربانى دارد كه ازينهاش ننگست چنانك عروس با جمال لفتك 103 دوزد معاذ اللّه كه عروس بلفتك ماند تو اكنون همه مزها و صورتهاء با جمال هر دو جهانى چون تارهاء غزك و چنگ زير دست بنه و بريشان مىزن از بهر اظهار عشق اللّه ، اين همه صور با جمال و مزها اغانى و معازفست و معشوقه اللّه است ازين معنى چون مكشوف گشت مر جبل و موسى را دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً « * » موسى چون آن لذّت بديد استغفر و تاب . از احوال پيشين ، كه من از ين مزها پيش ازين چون دور بوده‌ام اكنون زخمه از گفت سبّوح و قدّوس ساز و اين اغانى را مىزن . بىمزگيها برابر مزه‌هاست خواه گو اندك باشى خواه گو بسيار از آنك مزه بنمايش مزه است به ديگران دليل بر آنك اگر تنها باشى اندر جهان با همه حصول مرادى كه باشد از زر و غذا و صحّت همه جهان بر تو حبس شود پس مزه از نمايش به ديگرى است آن كسى كه او را با چند كس مثلا چهار كس سروكارى باشد اگر كار او برود مزهء او چهاركسه 104 باشد و اگر سروكار او با هزار كس باشد اگر كار او نرود بىمزگى و رنج او هزاركسه باشد . بشرم فرمان‌بردارى كرده بودم و باز پشيمان شده گفتم اى اللّه من كه باشم كه بار قضاء تو نكشم و جز اينم هستى از بهر چه بايد چون بار تقدير تو نكشد

--> ( * ) قرآن كريم ، 7 / 143