سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

43

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

مىبينند از حضرت اللّه عفوشان مىطلبند زيرا كه خواصّ حضرت اللّه همه رحيم‌دلان‌اند و نيكوگويان‌اند و عيب‌پوشان‌اند و بىغرضان‌اند و رشوت ناستانان‌اند و جفاكشانان‌اند و آن فرشتگان مقرّبان آسمان كه فراغتى دارند از شهوت و حرص بر عاجزى شهوتيان ببخشايند و بر اسيرى حرصشان مرحمت نمايند و استغفار كنند براى مجرمان را هر كرا بينى كه روى به طاعت آورده است زينهار تا خوار ندارى حالت او را گويى كه زمان انابت و رغبت كردن باللّه چون مقرّب اللّه و خاص اللّه شدن است زيرا كه عذر خطرات فاسده و مجرمه مىخواهد و آن خطرات فاسده چون عاصيان‌اند و خطرات ندم چون شفيع است مر ايشان را كه از پس مردن ايشان را رحمت مىفرستد تا در حشر مغفور برخيزند اكنون هرگاه كه تو از غير اللّه باخبر باشى از ريا و صور خلقان و ترس تن و غير وى تو بندهء اللّه نباشى و مخلص نباشى اگر هيچ چيزى ترا ياد نيايد ترا عقاب نيايد امّا اگر اللّه ترا ياد نيايد معذور نباشى چه عذر آرى در تصرّف اللّه نبودى و معلوم او نبودى كرمش پيوستهء تو نبود صنعتش از تو دور بود بيداريت نمىداد و خوابت نمىداد هيچ عذرى نيست ترا در ترك ذكر اللّه همچنانك جهان را ياد مىكردى اللّه را ياد مىكن تا آن نقشها كه غير اللّه است از تو برود و اللّه اعلم . فصل 32 قال النّبىّ عليه السّلام . اسبغ الوضوء تزدد في عمرك . يعنى خود را تمام پاكيزه دار از آرزوها تا عمرت زياده گردد و آرزوها و بار بيرون از طاقت برداشتن هلاكت ورزيدن است پس با خود بس آى و ترك آرزوانهء خود بگوى و اين هوا پوستست و آرزوانه مغزست تو ازين پوست و ازين مغز بگذر تا به جنّت مأوى برسى آرزوانه همين‌قدرست كه مىبينى چو يكدم گذشت دگربار آن ناآرزوانه شود و برنجاندت و اين تن تو لقمهء آرزوانهء تست بعضى را باشد كه همان نظر پيشين نمايد باز دوم بار چو نظر كند ناموافق يابد بعضى بلب برساند و آنگاه ناموافق پديد آيد بعضى را در آن جهان بچفسد . أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا « 1 » . آرزوانه چو دانه است كه در ميان فخك باشد موشكى كه انبار يكى را خراب كند لقمه مهيّا

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 46 ، آيهء 20 .