سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

مقدمهء مصحح 1

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ مقدمهء مصحح ] بعد الحمد و الصّلاة - هنگامى كه اين ضعيف بتأليف و تدوين شرح حال مولانا جلال الدّين محمّد اشتغال مىورزيد و وقت خويش را مصروف بدان مىداشت چنان كه در رسالهء شرح حال مولانا ( طبع دوم ، ص 32 ) گفته آمد به نسخه‌اى از معارف سلطان - العلماء بهاء الدّين محمّد بن الحسين الخطيبى البلخى پدر مولانا و مشهور ببهاء ولد دست يافت و از همان مطالعهء نخستين به اهميّت آن كتاب و تأثير آن در افكار مولانا پى برد و وصفى مختصر از اين ذخيرهء گرانبها در آن رساله مندرج گردانيد و از آن روزگار ببعد پيوسته مترصّد و مراقب بود كه به نسخهء ديگر از معارف دست يابد تا آنكه پس از چندى اطّلاع حاصل كرد كه نسخهء ديگر از اين كتاب در كتابخانهء اونيورسيتهء استانبول ( به شمارهء 602 ) موجود است و با كمال عشق و بشتاب و عجلهء تمام در صدد برآمد كه عكسى از روى نسخهء مشار اليها بدست آورد و اين امر را با دوستان خود در ميان گذاشت و باهتمام دوست عزيز فاضل آقاى دكتر تقى تفضّلى ( كه پدر بزرگوارش از آزاده مردان عهد و نيكان خراسان بود و اين ضعيف را بوقت اقامت مشهد در حضانت تربيت و هدايت خويش مىداشت و خود وى نيز به حكم الحبّ و البغض يتوارث همواره اصول و داد سابق و عهد سالف را مرعى داشته و در نشر آثار مولانا بىدريغ يارى و مددكارى نموده است ) و بوسيلهء مستشرق دانشمند آقاى دكتر ريتر نسخهء عكسى اين كتاب فراهم آمد و نگارنده چندين بار آن نسخه را من اوّلها عن آخرها در مطالعه گرفت و هر بار كه از خواندن آن فراغت مىيافت خويش را بتجديد مطالعه و تأمّل در غرائب آن سفينهء غيبى و روحانى مشتاق‌تر مىديد تا در نتيجهء مراجعه و مطالعهء مكرّر بيش از پيش معتقد گرديد كه حلّ بسيارى از غوامض و مشكلات مثنوى شريف به دلالت و هدايت اين كتاب بازبسته است و فهم اسرار كلمات پسر جز بوسيلهء آگاهى از اشارات