سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 40
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
نمودهايم و چون نسخهء حاضر پس از چاپ جزو اوّل فراهم آمد در خاتمهء طبع موارد اختلاف را جداگانه بطبع رسانيديم ، از اين نسخه به راهنمايى و اهتمام دانشمند محقّق آقاى مجتبى مينوى عكسبردارى شده ( و كلّ خير عندنا من عنده ) و مقابلهء آن با جزو اوّل كتاب به مساعدت دوست عزيز آقاى على اكبر فرزامپور دانشجوى دورهء دكترى زبان و ادبيات فارسى صورت پذيرفته است . در طبع نسخهء حاضر جز در موارد معدود خصوصيات املائى اين نسخه را رعايت نمودهايم و اينك يادآور مىشويم كه در طبع دوّم رسالهء شرح حال مولانا ( اضافات و توضيحات ص 193 ) اين نسخه را اشتباها بنام « نسخهء فاتح » معرّفى كردهايم . 2 - نسخهء اونيورسيتهء استانبول به شمارهء ( 602 ) مشتمل بر سه جزو كه جمعا 278 ورقست بقطع متوسط و هر صفحه 21 سطر به خط نسخ واضح كه جزو اوّل در اواسط ربيع الآخر سال 994 و جزو دوّم در اوائل جمادى الآخره همان سال و جزو سوّم در سنه 1000 هجرى قمرى استنساخ شده و اهميتش از آن جهتست كه نسخهيى است كامل و تمام از اجزاء سهگانهء معارف هرچند كه به لحاظ صحّت به پايهء ساير نسخ نمىرسد . اين نسخه را در طبع جزو اوّل مبناى كار قرار داده و با مقابلهء نسخهء ( د ) موارد اختلاف را برمز ( ن ) نشانهء اونيورسيته يا به شكل ( د ) نمودار نسخهء استاد دانشمند آقاى على اكبر دهخدا در پاورقى نوشتهايم و در جزو دوّم با مقابلهء نسخهء ( ص ) از آن استفاده نموده و اضافات آن را بر نسخهء ( ص ) از صفحهء 235 تا 310 از طبع حاضر در دنبالهء فصول مشترك ميان دو نسخه بطبع رسانيديم و هرچند بعضى از فصول اضافى گاه با مختصر تفاوت مكرّرى از فصول گذشته بود چنانك فصل 154 نسبت بفصل 132 و فصل 161 به نسبت با فصل 146 و فصل 163 با فصل 138 به جهت رعايت امانت و باحتمال آنكه مگر تصرّف از خود مؤلف باشد « 1 » كه مطالب را بمناسبت مقام مكرّر مىآورد آنها
--> ( 1 ) در اينكه انشا و تحرير معارف بر دست خود مؤلف صورت گرفته ترديد نيست و بخصوص از گفتهء او : « و همين زمان كه سخن مىگويم و مىنويسم اللّه مرا مىاندازد » ص 131 حدس ما تأييد مىشود ولى وجود دو بيت از مثنوى مولانا در اين كتاب ( ص 223 ) و بعضى از رباعيها مانند رباعى مذكور ص 11 و ص 108 و ص 267 كه ممكن است از مولانا باشد دليل است بر اينكه نسّاخ در بعضى از فصول تصرّف روا داشتهاند .