سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 31
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
شمس الدّين محمّد از غوريّهء باميان است و در روزگار او غوريّهء باميان تابع و فرمانبردار غوريّهء فيروز كوه بودهاند و غياث الدّين محمّد بن سام امير مذكور را تشريف و خلعت فرستاد و بلقب شمس الدّين و چتر سياه گرامى كرد ( طبقات ناصرى ، ص 455 و 456 ) . نيز در طبقات ناصرى ( ص 433 - 460 ) برمىخوريم بنام يكى از امراء غياث الدّين موسوم به « ملكشاه وخش » كه گويا قبل از چپ خان امارت ناحيهء وخش را داشته است و نظر به قلّت اطلاع و اخبار وخش در كتب تاريخ اين قسمت از معارف اهميّت بسزا دارد و هم از جملهء مذكوره مستفاد است كه بهاء الدّين ولد در شوّال سال 600 در اين ناحيه روزگار مىگذرانيده است و دراينباره باز هم سخن خواهيم گفت . ديگر فصل 156 ( ص 245 - 247 ) كه به قوىترين احتمال ما بين سال 603 و 606 انشا شده است زيرا در اين فصل مىگويد : زين زرويه گفت كه جمع فخر رازى در مسجد جامع هرى نمىگنجد همه در شب شمعها گرفته مىآيند تا جايگاه گيرند و او شيخ اسلام هريست و خوارزمشاه يكى از مقرّبان خود را فرموده است تا هر كجا كه باشد و هر كدام ولايتى كه بباشد آنكس با كمرزر و كلاه مغرّق بر پايههاى منبر وى مىنشيند ( ص 245 ) اكنون گوييم كه فخر الدّين محمّد بن عمر رازى متولّد در 25 رمضان 544 و متوفّى دوشنبه روز اوّل شوّال سنهء 606 به گفتهء ابن خلّكان پس از اكمال تحصيلات خود ابتدا بخوارزم مسافرت كرد و بسبب مشاجرات و مباحثات مذهبى با مردم خوارزم كه بنصّ ابو القاسم محمود بن عمر زمخشرى ( ربيع الابرار ، ذكر خوارزم ) بر اثر نفوذ كلمه و قوّت استدلال ابو مضر محمود بن جرير ضبى اصفهانى استاد زمخشرى ( متوفّى 508 ) بمذهب اعتزال گرويده بودند طاقت اقامت در آن ناحيه نياورد و به شهر بخارا رفت و از آنجا بسمرقند و خجند و بناكت سفر گزيد ( مناظرات طبع حيدرآباد ، ص 2 ) و چون وى بتصريح خود ( مناظرات ص 20 ) در سالى كه منجّمين از وقوع طوفان باد خبر داده بودند يعنى در سال 582 در بخارا مىزيسته پس مسافرت او بخوارزم پيش از اين سال و ظاهرا سال 580 ( ابن العبرى ص 319 ) و در روزگار سلطنت علاء الدّين تكش بن ايل ارسلان ( 568 - 596 ) ( كه حنفى مذهب و در فقه حنفى