سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )
مقدمهء مصحح 14
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )
روشن فلسفى و طريقهء برهانى را در كتب اخلاق اختيار نمودهاند . 5 - علاوه بر همهء اينها كتاب حاضر نمونهايست نادر و غريب از نثر صوفيانه كه از جهت اسلوب ( بهطورىكه گفته آمد ) نظير آن را هنوز نيافتهايم و در آخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم كه دورهء بلوغ و كمال تصوّف است تأليف يافته و مؤلّف آن يكى از بزرگان طريقت و خلفاء نجم الدّين كبرى بوده است و از آن دوره اثرى شامل اين مزايا و با اين تفصيل ( طبع حاضر 429 صفحه است ) كمتر بدست داريم . ارتباط مثنوى و معارف بهاء ولد چنان كه از مطالعهء حالات مولانا و روايات مناقبنويسان مستفاد مىگردد وى را با اين كتاب انسى و الفتى عظيم بوده و پيوسته آن را مىخوانده و لا يزال در آستين داشته است و افلاكى از قول مولانا چنين مىآورد : « در اوايل حالات اوقات كلمات مولاناى بزرگ را مطالعه مىكردم و لايزال در آستينم بودى » و چون شمس الدّين بوى رسيد و استغراق او را در مطالعهء آن كتاب حجاب راه و مانع نظر و تأمّل در اسرار كتاب آفرينش يافت مولانا را بجدّ تمام و جهد بليغ از خواندن آن بازداشت چنان كه هم افلاكى از گفتهء مولانا نقل مىكند : « چون خدمت مولانا شمس الدّين به من رسيد و مصاحبت نمود همانا كه آتش عشق در درونم شعلهء عظيم مىزد بتحكّم تمام فرمود كه ديگر سخنان پدرت را مخوان به اشارت او زمانى نخواندم » و به گفتهء فريدون سپهسالار سيّد برهان الدّين محقّق معارف سلطان العلماء را هزار نوبت به خداوندگارا عادت كرده بود و مولانا مطالب اين كتاب را در مجالس خود تقرير مىنمود و بنا بنقل افلاكى « روزى خدمت مولانا قطب الدّين شيرازى رحمه اللّه به زيارت مولانا آمده بود و حضرتش بمعارف پدر كريم خود گرم گرم شده بود » و گاه نيز آن را با شرح و تفسير املا مىنمود و ياران مىنوشتند مطابق نقل افلاكى « همچنان خدمت شيخ محمود صاحب قران رحمه اللّه روايت چنان كرد كه شبى در بندگى حضرت مولانا بودم و سرماى عظيم بود و ياران را از سخنان حضرت بهاء ولد معانى مىفرمود و اصحاب مىنوشتند و من اوراق نوشته را در تنور خشك مىكردم تا نصف اللّيل » و از مقايسهء مثنوى با معارف روشن مىشود كه كمتر مطلب