فريد الدين العطار النيسابوري

383

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

اهلِ صورت غرقِ گفتارِ من‌اند * اهلِ معنى مردِ اسرارِ من‌اند اين كتاب آرايش است ايّام را * خاص را داده نصيب و عام را گر چو يخ افسرده‌اى ديد اين كتاب * خوش برون آمد چو آتش از حجاب نظمِ من خاصيّتى دارد عجيب * زان كه هر دم بيشتر بخشد نصيب گر بسى خواندن مُيَسَّر آيدت * بى شكى هر بار خوشتر آيدت زين عروسِ خانگى در خِدْرِ ناز * جز به تدريجى نيفتد پرده باز تا قيامت نيز چون من بيخودى * در سخن ننهد قلم بر كاغذى هستم از بحرِ حقيقت دُر فشان * ختم شد بر من سخن ، اينك نشان ! گر ثناىِ خويشتن گويم بسى * كى پسندد آن ثنا از من كسى ؟ ليك خود منصف شناسد قدرِ من * زان كه پنهان نيست نورِ بدرِ من حالِ خود سر بسته گفتم اندكى * خود سخن دان داد بدهد بىشكى آنچه من بر فرقِ خلق افشانده‌ام * گر نمانم تا قيامت مانده‌ام در زفانِ خلق تا روزِ شمار * ياد گردم ، بس بود اين يادگار گر بريزد از هم اين نُه دايره * كم نگردد نقطه‌اى زين تذكره