فريد الدين العطار النيسابوري

211

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

گر نيابى زنده خود را باز تو * چون بميرى كى شناسى راز تو ؟ نه به هشيارى تو را از خود خبر * نه به مردن از وجودت هيچ اثر زنده پى نا بُرده مرده گم شده * زاده مردم ليك نا مردم شده صد هزاران پرده آن درويش را * پس چه‌گونه باز يابد خويش را ؟ الحكاية و التمثيل گفت چون سقراط در نزع اوفتاد * بود شاگرديش گفت « اى اوستاد چون كفن سازيم و تن پاكت كنيم * در كدامين جاى در خاكت كنيم ؟ » گفت « اگر تو باز يابيم اى غلام * دفن كن هرجا كه خواهى و السّلام من چو خود را زنده در عمر دراز * پى نبردم ، مُرده كى يا بى تو باز ؟ من چنان رفتم كه در وقتِ گذر * يك سرِ مويم نبود از خود خبر . » ديگرى گفتش كه اى نيك اعتقاد * بر نيامد يك دم از من بر مراد