فريد الدين العطار النيسابوري

6

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )

نيم‌پشّه بر سرِ دشمن گماشت * بر سرِ او چارصد سالش بداشت عنكبوتى را به حكمت دام داد * صدرِ عالَم را درو آرام داد بست مورى را كمر چون موىْ سَر * كرد او را با سليمان در كمر خلعتِ اولادِ عبّاسش بداد * طاء و سين بىزحمت طاسش بداد سوزنى چون ديد با عيسى به هم * بخيه با روى اوفكندش لا جرم تيغ را از لاله خون‌آلود كرد * گلشنِ نيلوفرى از دود كرد پاره پاره خاك را در خون گرفت * تا عقيق و لعل ازو بيرون گرفت در سجودش روز و شب خورشيد و ماه * كرد پيشانىِ خود بر خاكِ راه هست سيمايىّ ايشان از سجود * كى بود بىسجده سيما را وجود روز از بسطش سپيد افروخته * شب ز قبضش در سياهى سوخته طوطيى را طوق از زر ساخته * هُدهدى را پيكِ ره بر ساخته مرغِ گردون در رهش پر مىزند * بر درش چون حلقه‌اى سر مىزند چرخ را دورِ شبانروزى دهد * شب بَرَد ، روز آوَرَد ، روزى دهد چون دمى در گِل دَمَد آدم كند * وز كف و دودى همه عالم كند