فريد الدين العطار النيسابوري
مقدمه 48
ديوان عطار ( فارسى )
در صفحهء 70 در صفحهء 85 در بن دير مغان رهزن و اوباش شد * . . . . مفسد و اوباش شد ميكدهء فقر يافت خرقهء دعوى بسوخت * . . . . خرقهء دعوى فكند زاتش دل پاك سوخت مدعيان را تمام * . . . . دل سوخته مدعيان را تمام پاك برى چست بود در ندب لامكان * پاك برون جسته بود . . . . وهم ز تدبير او آزر بتساز گشت * وهم ز تشبيه او . . . . و غزل « شبى كز زلف تو عالم چو شب بود » را يكبار در صفحهء 72 و بار ديگر در صفحهء 111 آورده است ، در صفحهء 111 اين غزل 9 بيت و در صفحهء 72 ده بيت است و مانند غزل بالا در هر صفحه به صورتى خاص درآمده است . و غزل « عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت » را يكبار در صفحهء 82 و بار ديگر در صفحهء 100 آورده است ، در صفحهء 82 غزل 7 بيت و در ص 100 هشت بيت است و اختلاف دارد . و غزل « اى ياد تو كار كاردانان » را يكبار در صفحهء 37 و بار ديگر در صفحهء 67 آورده است و با اختلافات بسيار . دليل دوّم آنكه كاتب بعضى كلمات را پس و پيش نوشته و يا كلمهاى را اضافه كرده است كه ظاهرا حكايت از عدم آشنائى به وزن شعر و يا عدم احتياط مىكند مثل غزل « اى عجب درديست دل را اى عجب » ( ص 63 ) . « اى عجب دل را درديست . . . » نوشته است كه ممكن است در بادى امر به نظر آيد كه اشتباها جاى كلمات پس و پيش شده است ولى وقتى نظاير آن تكرار مىشود چنين بخاطر مىرسد كه شايد كاتب با وزن شعر آشنائى نداشته است . مثلا غزل « هر شور و شرى كه در جهانست » « هر شر و شورى كه در جهانست » نوشته شده ، و در غزل « غيرت آمد بر دلم زد دور باش » بر مصراع « ورنه بر جان