عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 65

عوارف المعارف ( فارسى )

مفهوم جهانيان گردد تا مگر كسى آن را به كار بندد و بدان سبب به عزّ جاويدى پيوندد . و پوشيده نيست كه اندرين زمان ، كه بيشتر مردمان از وظايف و لطائف تازى حظّى كامل و نصيبى شامل ندارند ، بدين سبب اشارت و عبارت اين قوم بازى پندارند . پس به حكم فرمان لايزال و لا زال ، هكذا اين شكسته امتثال نمود ، و به هيچ سبيل از امر او نقصان نبود . و با خود گفتم كه خويشتن را از جرأت به زبان طايفه انداختم ، چون ترجمهء اين كتاب بدين زبان ، كه عزيز الوجود است و الفاظ او معدود ، پرداختم . پس چون رغبت . . . اندرين معنى صادق دانستم خود را اندر اقدام آن بكلّى مشغول داشتم ، خاصّه چون تأييد به اشارت شيخ الاسلام ، بهاء الملّة و الدّين ، الهادى الى حضرة ربّ العالمين ، داعى العباد ، قطب العبّاد ، ابو محمد زكريّا - متّع اللّه المسلمين به طول بقائه و نضّر وجهى بنور لقائه - كه متضمّن اجازت بود ، يافتم . و اين ضعيف اندر آن به صدق و اخلاص ، به‌اندازهء امكان و طاقت ، با مجاهدت ايستاد ، و هر روز بعد از استخارت بر بحر معانى اين ترجمه درر بحر معانى آن تأليف مىنهاد ، ليكن از عبارات خود را دور مىداشتم و اين نوع بهتر مىپنداشتم تا مردمان از فايدهء اشارات اهل صدق محروم نمانند و از نقش عبارات اهل شوق خود را مرتفع دارند . 130 تاريخ ترجمه استاد نذير احمد ، به استناد مطالب مندرج در كتاب طبقات ناصرى ( پايان تأليف 658 ه ) تأليف منهاج الدّين سراج ( متولد 589 ه ) مربوط به حكومت و وفات تاج الدّين ابو بكر و پدرش ، و ديگر ملاحظات تاريخى و بررسى ترجمه و حال مترجم ، تاريخ اين ترجمه را حدود 642 ه ، يعنى ده سال بعد از وفات مؤلّف كتاب عوارف المعارف ( 632 ه ) ، دانسته‌اند و به همين دلايل آن را بر ترجمه‌هاى ظهير الدّين بزغش شيرازى ( متوفى 716 ه ) و شيخ اسماعيل بن عبد المؤمن بن ابو منصور اصفهانى ( متوفى 710 ه ) مقدّم شمرده‌اند . 131 كيفيّت ترجمه و نمونه‌اى از نظم و نثر آن بنا به اظهار نويسندهء مقاله ، مترجم همهء شصت و سه باب عوارف را به فارسى برگردانده و گاهى مطالبى از خود در ترجمه افزوده است و غالب نظمهاى موجود در عوارف را به نظم فارسى ، كه زاييدهء طبع خود اوست ، ترجمه كرده است . مثالهاى زير براى آشنايى با كار ترجمه و هنر شاعرى وى نقل مىشود : متن قوم همومهم باللّه قد علقت * فما لهم همم تسمو الى احد فمطلب القوم مولاهم و سيّدهم * يا حسن مطلبهم للواحد الصّمد 132