عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 46

عوارف المعارف ( فارسى )

احسان در مقابلهء احسانْ نقد بازاريان باشد : يكى در مقابلهء يكى . ( ص 115 ) بند بر كيسه منه ، كه هر آن وقت كه تو بند بر نهى بندت نهند . ( ص 115 ) خاموشى اصل است ، سخن گفتن عارضى . ( ص 168 ) من لا ينفعك لحظه لا ينفعك لفظه . ( ص 58 ) و كلّ ما فعل المحبوب محبوب . ( ص 187 ) تضادّ بر ممرّ فنا گذر كرده و به مقام بقا رسيده . ( ص 11 ) آخر قدم زاهدان اوّل قدم متوكّلان است . ( ص 83 ) اين چه غمام ظلام است كه نظر ايشان را از مطالعهء آفتاب حقيقت محروم گردانيده ! ( ص 94 ) از رزق حلال به روزه بوده‌اند و به رزق حرام روزه بگشادند . ( ص 141 ) خلوت و جلوت ؛ ظاهر و باطن ( ص 36 ) و موارد ديگر . تنسيق الصّفات مريد صادق سالك از مراد و اختيار خود منسلخ شود و بكلّى خود را در مراد و اختيار شيخ گم كند . چون اين حال به بركت تربيت شيخ كامل صاحب علم روى نمايد ، مريد رشيد و نجيب كامل ارادت بدين صفت ترقّى يابد . . . ( ص 41 ) پس زيرك دوربين و حاذق تيزبين ، به حسن فراست و كمال كياست ، بدان ترويج مغرور نشود . ( ص 63 ) و موارد ديگر . مترادفات محلّ كلام اللّه پاك كنند تا بر خلاصه و صفاوه و زبدهء معانى آن . . . واقف شوند . ( ص 16 ) باطنش پند و موعظت و تذكير و حكمت است . ( ص 16 ) و آن را از غش و كينه و غرور و عجب و تفاخر و تجبّر و بدخويى و حدّت و خودنمايى و بىثباتى و دروغ و ناراستى پاك گردانيدند . ( ص 21 ) .