عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 47
عوارف المعارف ( فارسى )
تشبيهات و تركيبات بديع « مادر عمل » ، « قابلهء قبول » ، « قماط لطف » ، « دايگان معرفت » ( ص 17 ) ؛ « قباب غيرت » ، « ديار حيرت » ( ص 25 ) ؛ « ياسمين يقين » ، « سكّين تمكين » ( ص 3 ) ؛ « گل عقل » ، « غنچهء دل » ( ص 14 ) ؛ « شجرهء سؤال » ، « ثمرهء نوال » ( ص 76 ) ؛ « مملكت دل » ( ص 85 ) ؛ « تازيانهء غيرت » ( ص 89 ) ؛ « شهباز جان » ( ص 98 ) ؛ « و آستين مبرّات ايشان به طراز قبول بياراست . و رخسارهء افعال - و اعمال ايشان به گلغونهء ارتضا مورّد كرد و از خزانهء بىكرانهء و اللّه يرزق من يشاء به غير حساب خلوتخانهء جان ايشان به انوار اسرار حقيقة الحقائق مزيّن و آراسته كرد . » ( ص 47 ) و موارد بسيار ديگر . شعر منثور يا نثر منظوم احسان او ظاهر ، برهان او باهر ؛ محتجب است به جلال ، متفرّد است به كمال . ( ص 3 ) آن غوّاصان بحار تمكين و مقبولان حضرت ربّ العالمين ( ص 3 ) اى يوسف وصل ، بوى پيراهنى ، كه يعقوب دلان شكستند ؛ اى ساقى باقى ، از مدام وصال قدحى ، كه حريفان نيممستاند . ( ص 147 ) برخى از نكات دستورى فعل الف - استعمال صيغهء مضارع در موردى كه اكنون صيغهء ماضى آورده مىشود : اين آواز به سمع دل رسيد ، به زير درختى بيفتادم و دل با مرگ نهادم و با خود مىگويم . ( ص 77 ) يونس - عليه السّلام - به نور نبوّت و وفور فراست از اين سؤال آگاه شد ، جماعت را مىگويد . ( ص 89 ) ب - استعمال صيغهء ماضى براى افادهء مستقبل محقق الوقوع : هر آن كس كه عزلت و خلوت اختيار كند و بر نهج و راه صواب رود ، به حسن مظاهرت اخلاص رسيد و در مقام صدق مقام يافت . ( ص 100 ) ج - به كار بردن صيغهء مضارع اخبارى در وجه التزامى :