عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 29

عوارف المعارف ( فارسى )

ص 1 ) مترجم عوارف عارفى و شاعرى را با تواضع و وارستگى همراه داشته و حرمت خانقاه را بر شوكت و نعمت بارگاه ترجيح مىداده است ، زيرا هيچيك از آثار خود را به صاحبان جاه و دولتمداران عصر خود تقديم نكرده و به بندگى سلاطين و وزرا و مدّاحى زورمندان و حكّام مباهى و مفتخر نبوده است ؛ چنان كه ترجمهء عوارف را به خواهش جمعى از خلان ، و تأليف كتاب تحفة اهل الوصول را به منظور حفظ مقدارى از آثار صدر الدّين اشنهى انجام داده و در ترجمهء پرسش و پاسخ ، خود را از مريدان عبد السّلام كاموى و مترجم عوارف المعارف خوانده است . در لابلاى سطور تحقيقات و ترجمه‌هاى وى ، اشاره‌اى گويا و كافى دربارهء زندگى و زادگاه او نيست . استاد نذير احمد هندى ، در معرفى نخستين ترجمهء عوارف وسيلهء قاسم داود خطيب ، به ترجمهء حاضر نيز اشاره كرده و تاريخ وفات مترجم ( ابو منصور عبد المؤمن ) را در سال 710 ه نوشته است 101 . با توجّه به اينكه سه نسخه ( تورخان والده ، مراد محمّد بخارى ، برلين ) از چهار نسخهء موجود ترجمهء عوارف المعارف در تركيه كتابت شده است ، احتمال دارد مترجم هم مانند بسيارى از عرفا و شعراى هم‌عصر خود به آسياى صغير رفته باشد تا اوضاع آشفتهء ايران را نبيند و از گزند قتل و غارت مغولان در امان ماند ، و هم در آنجا ترجمهء عوارف را به پايان برده باشد . طبعا در اين فاصله ياران او هر يك به گوشه‌اى رفته‌اند و جمعشان پريشان گشته است . از طرفى ترجمه ، كه اثر عرفانى است ، شهرت كتب مدرسى و تاريخى و منشآت را نيافته است . و شايد به همين جهات است كه كتاب ، با همه اصالت و قدمت و مزايايى كه نسبت به كتابهاى مشابه خود دارد ، از معروفيّت شايستهء شأنش برخوردار نشده و بىتوجهى فهرست‌نگاران مزيد بر علّت گشته و سبب فراموش شدن اين اثر زيبا و گرانقدر فارسى گرديده است . تاريخ ترجمه ظاهرا سال 655 ه است 102 . ياران مترجم 1 - تاج الدّين اشنهى شرح حال اين شخص ، كه مترجم حدود يك‌صد بيت از اشعار او را در ترجمهء عوارف آورده و به ترجمه و تأليف آثار او پرداخته است ، به استناد لغت‌نامهء علّامه دهخدا مختصرا چنين است : به نقل از حاشيهء شدّ الأزار ( ص 352 ) مصحّح مرحوم محمّد قزوينى ، به استناد كتاب تحفة العرفان فى ذكر سيّد الاقطاب روزبهان و كتاب مجمل فصيح خوافى در حوادث سنهء 646 ، به احتمال بسيار ، تاج الدّين اشنهى ، كه شيخ سيف الدّين باخرزى ( متوفّى 659 ه ) خرقهء تبرّك از وى گرفته ، پدر