عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 30
عوارف المعارف ( فارسى )
صدر الدّين اشنهى است . تاج الدّين ، اگرچه روزبهان بقلى ( متوفّى 606 ه ) را نديده ، جزء معاصران وى بوده است 103 . مرحوم استاد سعيد نفيسى مىنويسد : « تاج الدّين محمود حدّاد اشنوى يا اشنهى از مشايخ معروف زمان خود و مريد شمس الدّين محمد بن عبد الملك ديلمى و از مشايخ سيف الدّين باخرزى و ساكن هرات بود ، و در آن شهر درگذشته و در زير گنبد مجد الدّين طالبه وى را به خاك سپردهاند ؛ و آثارى از او مانده ، از آن جمله كتاب غاية الامكان فى دراية المكان در مزارات هرات ، و تاجنامه در تصوّف ؛ و شعر نيز مىسروده است 104 » . علاوه بر دو مأخذ مذكور ، تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى ( ص 673 ) او را جزء مشايخ عصر مغول نام برده ؛ و در كتاب دانشمندان آذربايجان ، مرحوم تربيت ، وى را از شعرا شمرده و يك رباعى از وى نقل كرده است 105 . آثار تاج الدّين - الف ) غاية الامكان فى دراية المكان 106 : نسخهء خطّى اين كتاب به شمارهء 6706 مكتوب به سال 700 ه به خطّ نسخ در 28 صفحه در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران محفوظ است . اين اثر در يك سؤال و جواب و سه فصل ( فصل فى التوحيد ، فصل فى بيان المكان ، فصل فى الزّمان ) تنظيم شده است . آغاز : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و به نستعين الحمد للّه الّذى لا آخر لأوّله و لا اوّل لآخره 107 . انجام : پادشاه تعالى همگنان را راه روشن كرامت كناد و از آفات نفسانى و نزعات شيطانى نگاه داراد بلطفه وسعة رحمته و . . . مقصد رهرو چو مخمّر شود * / دور ز نزديك مقرّر شود آنكه شب عيد هلالى بديد * / نيست چو آن كس كه خيالى بديد . تمّت فى شهور سبعمائة 108 . كتاب ، به آيات و احاديث و اشعار عربى و فارسى و سخنان مشايخ مزيّن است و جمعا ده بيت شعر فارسى دارد . نمونهء نظم : بر در تو مقيم نتوان بود * هوسى مىبرند و مىنگرند نيز : دارم سخن و ياد نمىيارم كرد * فرياد كه فرياد نمىيارم كرد 109 نمونهء نثر : امداد لطف الهى و اعداد عطف پادشاهى بناى روزگار كسى باد كه در اين فصل به ديدهء انصاف نگرد نه به ديدهء خلاف ، و مضمون آن را از راه حق تفحص كند نه از راه تبع غفلت 110 . ب ) ترجمهء پرسش و پاسخ 111 : نسخهء خطى اين كتاب به شمارهء 397 در كتابخانهء رضوى موجود است و حاوى پنج پرسشى است كه در راه ميان مكّه و مدينه از تاج الدّين اسنوى شده و او پاسخ داده است . پنج پرسش چنين است : تعريف و ماهيّت نفس ، تعريف دل و حقيقت او ، حدّ سرّ ، فرق نفس و روح و دل ، رتبت سرّ و روح .