عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 28

عوارف المعارف ( فارسى )

بزرگوار و قطب نامدار ، شيخ تاج الدّين - قدّس سرّه - سؤالى چند ياران و دوستان و همصحبتان از وى كرده بودند ، به تازى جواب آن گفته ، ياران يكدل و دوستان عزيز از اين ضعيف التماس كردند كه آن نيز پارسى كن . آن نيز ميسّر شد ، بحمداللّه و منّه . 3 - تحفهء اهل الوصول فى علم الفصول . اين كتاب به خط نسخ نوشته شده و تاريخ كتابت آن 670 ه قيد شده است . صفحهء آخر اين كتاب به خطّ بد نستعليق و غير از خط كاتب اصلى نسخه است ، و ظاهرا خط محمّد مهدىّ الحسينى است كه به مقابلهء كتاب همت گماشته است . آغاز : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . . . بدانيد اى اصحاب و احباب - اكرمكم اللّه فى عيشة راضية . . . » علّت تأليف : « اتفاق نوشتن اين فصول آن بود كه چون امام . . . شيخ شيوخ الاسلام ، حجّة اللّه على الخاصّ و العامّ ، سلطان سلاطين المحقّقين . . . ابو محمّد محمود بن خدا داد بن ابى بكر يوسف الأشنهى وفات يافت . . . فصولى چند كه از بهر مبتديان بر وى اقتراح كرده بودند ، به دست اين ضعيف ، اسماعيل بن عبد المؤمن بن اسماعيل بن عبد الجليل بن ابى منصور ماشاذه - احسن اللّه عاقبة امره - افتاد . . . و چون منبع معانى و معدن علوم وجدانى بود . . . اگر پراكنده مىماند دست حوادث آن را مبتر مىگردانيد . . . اين بود كه فصول را جمع كردم و با ديگر تصانيف او ضمّ كردم و نام آن تحفهء اهل الوصول فى علم الفصول نهادم . » رئوس مطالب كتاب : سماع ، تشريح ، توحيد ، شرح اسلام ، مناظرهء جنّت و نار و . . . 99 شاعرى مترجم با توجّه به اشعارى كه در ترجمهء عوارف و كتاب تحفهء اهل الوصول آمده و اشارات متعدّدى كه مترجم در تأليف تحفه به خود دارد و مخصوصا مديحه‌اى كه در آغاز اين كتاب از خود آورده است ، شاعرى او روشن مىگردد . سه بيت از اين مديحه ذيلا نقل مىشود : لبت آب رخ شكّر بريزد * زهر لفظت دو صد گوهر بريزد فلك را چشم اگر بر رويت افتد * ز چشمش اشك ماه و خور بريزد به هر حلقه كه از گيسو بتابى * بسا مشك و بسا عنبر بريزد متجاوز از سى مورد از اشعار منقول در ترجمه عينا در كتاب تحفه آمده است و علاوه بر آن ، ميان نثر اين كتاب و نثر ترجمهء عوارف ، مشابهتهاى فراوان ديده مىشود . نمونهء نثر تحفه : « بر فلك هستى هيچ اختر روى ننمود دلرباتر از عشق . . . در چمن زمن ، به تأثير آفتاب تقدير ، هيچ نهال دامن خاك فطرت چاك نزد راست بالاتر از عشق 100 . » ( مقايسه شود با ترجمه ،