عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 25

عوارف المعارف ( فارسى )

در تمام احوال ، حال خود با مردم بيان مكن . خويشتن مياراى . چه ، زينت ظاهر باطن را خراب كند . در امر روزى به وعده‌هاى حق اعتماد كن ، كه خداى - تعالى - روزى هر زنده‌اى را به عهده گرفته است آنجا كه فرمايد : « نيست جنبنده‌اى در روى زمين مگر اينكه روزى او بر خداست » . از خلق اميد ببر و با ايشان خو مگير . حق بگوى و به هيچيك از مردمان گرايش و آرامش مخواه كه ترا از در خانهء خدا دور سازد . بر تو باد كه بر خاصّهء خود پردازى كه رسول ( ع ) فرمود : « از حسن اسلام آدمى آن است كه آنچه مقصود او نيست ترك كند » . در تمام احوال مفيد و خيرخواه مردم باش . غذا و آب و خواب و سخن خود را كم كن ، و مخور مگر به گرسنگى ، و مگو مگر به ضرورت و مخواب مگر به غلبهء بىخوابى . نماز شب و روزهء روز را پيوسته دار . به مجالس سماع زياد منشين كه نفاق به بار آرد و دل را ميراند . سماع را منكر مباش كه صاحبانى دارد . سماع درست نشود مگر كسى را كه دلش زنده و نفسش مرده است ؛ و اگر كسى بر غير اين حال باشد ، اشتغال او به نماز و روزه بهتر است . بايد كه دلت اندوهگين و تنت دردمند باشد ؛ چشمت گريان ، عملت خالص ، دعايت نيكو ، جامه‌ات كهنه ، يارت درويش ، خانه‌ات مسجد ، سرمايه‌ات دانش و دين ، زيورت پارسايى و مونس تو خداى كريم باشد . كسى را به برادرى مگير جز اينكه هفت خصلت از او بر تو روشن گردد : درويشى را بر توانگرى ، عمل را بر غفلت ، آخرت را بر دنيا ، خوارى را بر عزّت ، توحيد را بر شرك برگزيند ، بينا به عمل نهان و آشكار ، و آمادهء مرگ باشد . اى پسرك من ، دنيا و آرايش آن ترا نفريبد ؛ چه ، طراوت و تازگى و شيرينيها دارد كه هر كه دل بدان بست به او مىپيوندد ، و آنكه تركش كند آن نيز او را ترك مىكند . دنيا را بقا و دوامى نيست ، پس شب و روز آمادهء رحلت به آخرت باش . اى پسرك من ، بر تو باد كه خلوت‌گزينى و تنها باشى ، شكسته دل از بيم خداى - تعالى - و مخصوص به كرامت وى گردى . در دنيا چون غريبان بزى ، و چنان از آن بيرون شو كه اندر آمدى ، كه تو نمىدانى فرداى قيامت نامت چيست ؟ ب - ترجمهء وصيّت به سالكان اى جوياى پويا در راه به سوى خدا ، و اى كوشا در طلب ، ياد كنم براى تو حقيقت روشنى را كه مورد آرزو و اشتياق خود من است .