عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 23
عوارف المعارف ( فارسى )
ياريش مىكند و هشدار مىدهد كه وقتى خداوند براى بندهاى خير دنيا و آخرت خواهد ، او را به تحصيل رضاى خويش موفق مىدارد . رضاى خدا به تزكيهء نفس است و آن جز به پرهيز از رذالتها حاصل نمىشود . از جملهء رذايل آلودگى اعضا به مناهى شرعيه است ؛ و پاكى آن به توبهء نصوح ، و درستى و قبول توبه به دوام رعايت و محاسبه بستگى دارد ؛ و اگر محاسبه به نفسهاى او مقرون نگردد به اداى فريضهء نماز مقرون مىشود . آنچه براى او يا بر اوست [ امر و نهى يا واجب و حرام ] از هر دو فريضه است ، چنان كه از اداى فريضتين زيرا مؤمن مفتون بايد از رذيلتهاى اخلاقى ( همچون كمبينى و حسد و دورويى و تظاهر با مردم ) توبه كند - وقتى از آن رذايل پاك شد ، نور آن پاكى در باطن وى سريان يافته به رذيلتهاى باطنى آگاهش مىكند تا از آنها اجتناب ورزد - و در تبديل آنها از خداى بزرگ استعانت جويد . در اين صورت در زمرهء ارباب مراقبه درآمده برون وى در حمايت محاسبه و درونش در پناه مراقبه قرار مىگيرد ، و وجود ذهنى و عينى او پاكيزه مىشود . وقتى هستى عينى و ذهنى پاك شد ، عبادت و نمازش كمال مىيابد و به مقام لم اعبد ربّا لم اره 94 مىرسد و نيايش او به نيايش فرشتگان متّصف مىشود . لذا ، بايد در دنيا از جاه و مال بپرهيزد و زهد را شعار و دثار خود سازد و از كسانى باشد كه در حقّشان گفته شده : لا تطمع منزلة عند اللّه و انت تريد المنزلة عند النّاس 95 ، از قلّهء رفيع صدق و اخلاص بالا رود و از گروهى شود كه خود گفتن و خود خواستن را در هيئت نماز نفى مىكنند ، قالب خود را به صفت قلبش متّصف سازد كه از خشوع و خضوع در نماز و قرائت قرآن تن در اختيار دل قرار مىگيرد و معنى آنچه تلاوت مىكند جانشين حديث نفس مىشود . اين است ثمرهء پاكى در وجود عينى و ذهنى وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ 96 . در وصيّتنامه از سهروردى 97 الف - ترجمهء وصيّت به فرزندش اى پسرك من ، ترا وصيّت مىكنم به پرهيزگارى و ترس از خداى و واجب داشتن حق خداى و پيامبرش و حق همهء مشايخ ، كه خداى - تعالى - از تو خوشنود شود . در نهان و آشكارا با خدا باش و تلاوت قرآن را رها مكن . به ظاهر و باطن ، با اندوه و زارى ، انديشه و فهم قرآن را رها مكن . در تمام احكام به قرآن رجوع كن ؛ چه ، قرآن حجّت خدا بر مردمان است . حقّ قرآن نگهدار و از يادگيرى آن قدمى فراپس منه . فقه بياموز و از عوام و نادانان صوفيّه مباش . بپرهيز از بازاريان كه اينان دزدان دين و راهزنان مسلمين هستند . بر تو باد به سنّت و جماعت . به يكتاپرستى معتقد باش و بپرهيز از پديدهها ( در