عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

مقدمه 5

عوارف المعارف ( فارسى )

وحدت وجوديان تقوى را نيز به سه قسم تقسيم كرده‌اند : تقواى عامّه كه به زبان است ، تقواى خاصّه كه به اركان است ، و تقواى خاصّ الخاصّ كه به دل است . صدق را نيز سه مرحله است : صدق عوامّ در گفتار ، صدق خواصّ در افعال و صدق خواصّ الخواصّ در احوال است . ايمان هم بر سه نوع است : ايمان بتقليد ، ايمان به استدلال و فهم ، ايمان به معرفت و شهود . موجودات مظهر خدايند و وراى اين مظاهر يك حقيقت فناناپذير وجود دارد كه خدايش مىناميم . همچنان‌كه صورت جهان ( جهان صورى ) قابل فنا و محكوم به نيستى است ، تمام عقايد و مذاهب هم مشمول زوال و عدم‌اند . تعصّب نسبت به نمودهاى مختلف و عقايد متفاوت از خامى است و حقيقت يكى است 19 : چونكه بىرنگى اسير رنگ شد * / موسئى با عيسئى در جنگ شد چون به بىرنگى رسى كان داشتى * / موسى و فرعون دارند آشتى 20 . « شيخ ما را پرسيدند كه مردان خدا در مسجد باشند ؟ گفت : در خرابات هم باشند . 21 » محيى الدين ابن عربى دراين‌باره مىگويد : لقد صار قلبى قابلا كلّ صورة * فمرعى لغزلان و دير لرهبان و بيت لأوثان و كعبة طائف * و الواح توراة و مصحف قرآن ادين بدين الحبّ أنّى توجّهت * ركائبه فالحبّ دينى و ايمانى 22 محيى الدين بن عربى و جلال الدين مولوى ( متوفّى 672 ) از بزرگان اين مكتب‌اند . تصوّف در قرن هفتم حملهء مغول ( در 616 ه ) به ايران نظم و ترتيب بسيارى از امور را درهم ريخت . اثر اين تهاجم ، به سرعت در همه جا و همه چيز پديدار گشت و موجبات انحطاط عقلى و اجتماعى را فراهم آورد . تصوّف هم كه يك حركت فكرى آميخته با دين بود ، از آسيب اين يورش مصون نماند . در اين حمله است كه دو تن از صوفيان مشهور آن عصر ، شيخ نجم الدّين كبرى ( مقتول 618 ه ) و شيخ فريد الدّين عطار ( 540 - 618 ه ) ، به قتل رسيدند ، و چند خانقاه ويران شد ، و عدّه‌اى از مشايخ بزرگ براى حفظ جان خود به آسياى صغير و هند يا فارس و كرمان رفتند و در آنجا بساط ارشاد گستردند و به هدايت مريدان پرداختند ، گرچه اجتماع مردم وحشت‌زده و مصيبت‌ديده در زوايا و خانقاهها ، تعليمات صوفيانه و ادامهء آن را سبب شد و مشايخ را به حفظ آداب و رسوم خانقاهى تشويق كرد ، امّا فزونى طالبان طريقت از يك طرف باعث رواج تصوف و از طرف ديگر سبب انحطاط و نابسامانى گرديد . يأس و فقر و در بدرى طريقهء قلندريّه را به وجود آورد و