عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
44
عوارف المعارف ( فارسى )
قرآن دارد . و بر خدمت كردن ، وى را تحريض كند ، و اگر به راى صائب مصلحت بيند ، او را بر سر آن كسب فرستد كه پيش از توبه بدان مشغول بوده باشد . به شرط امانت و راستى . قال اللّه تعالى : « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » « * » حق تعالى شرط و ادب آن با بندگان مىآموزاند . مىفرمايد كه : آنكس كه شايستهء حكمت باشد ، حكمت در وى آموزانيد . و آنكس كه لايق موعظت باشد ، موعظت وى را تعليم كنيد . و آن كس كه به عنف و مجادلت وى را تعليم بايد كرد ، بر حسن مجادلت محافظت كنيد . و هر يك مقامى و رتبتى دارد در مقام خود ، ارباب بصاير بر آن مطّلع باشند . شيخ كامل صاحب بصيرت بر وضع ابرار ، در مريد نگاه كند و هر كس را آن فرمايد كه لايق حال آن باشد ، [ آنكس كه لايق آن باشد ] كه دايم ذكر گويد ، او را بر ذكر گفتن تحريض فرمايد و آنكس كه قوّت آن دارد كه نماز بسيار كند ، و فايدهء او در كثرت نماز باشد ، او را بر آن دارد ، و آن كس كه لايق خدمت باشد ، او را خدمت كردن فرمايد . و هر كس كه لباس نيكو پوشيدن عادت كرده باشد . او را از تنگناى عادت برهاند و جامههاى خشن و درشت در وى مىپوشاند . و شيخ به اختيار خود ، طعام به دو دهد . و به اختيار خود ، او را لباس پوشاند . چنان كه صواب بيند ، و بدين تصرّف طالب رضاى حق باشد . و مريد صادق بايد كه اندرون خود به آتش ارادت افروخته مىگرداند . و بايد كه ارادتش بدان حدّ باشد كه كسى كه مار گزيده باشد و حريص باشد به رقيت و افسون و معالجت آن . چون ارادت بدين حدّ باشد ، به طلب شيخ كامل رود ، چون شيخ كامل ، چنان كه وصف آن در باب سابق شرح داده شد ، بيابد خود را تسليم فرمانهاى وى كند . تا به اندك زمانى ، آن حجاب ظلمانى كه نور دل وى پوشيده است ، منقشع شود . و دل از پرده بيرون آيد و صفا يابد ، چون صفا حاصل كند ، در برابر دل شيخ دارد ، تا نور الفت و جمعيّت ازلى ، در وى بنمايد ، چون آن ائتلاف روحانى روى نمايد به صورت و معنى اختيار فراق شيخ نكند و عاشق جمال احوال شيخ شود ، و شيخ نيز محبّت معنوى آغاز نهد . و ورد وقتشان اين باشد بيت : اكنون من و تو سغبهء هجران شدهايم * شايد كه نه از دل پشيمان شدهايم عشق تو و جانِ من چنانند بهم * كاكنون من و تو زحمت ايشان شدهايم چون ارادت ، مريد را بدين مرتبهء عالى رساند ، شيخ خرقه در وى پوشاند به حسن عنايت و لطف تربيت ، خرقه در وجود مريد همان كار كند كه پيراهن يوسف نزد يعقوب - عليهما السّلام - و در نقل آمده است كه : چون ابراهيم را - عليه السّلام - به آتش خواستند انداخت ، ابراهيم را - عليه السّلام - برهنه كردند . جبرئيل [ عليه السّلام ] پيراهنى از حرير سپيد از بهشت به وى آورد ، و در وى پوشانيد ، به بركت آن از آتش نجات يافت ، چون ابراهيم - عليه السلام - وفات يافت به
--> ( * ) نحل / 16 : 125 .