عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

43

عوارف المعارف ( فارسى )

« وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ » « * » و رسالت مخصوص است به انبياء - عليهم السّلام - و كلام از پس حجاب - و آن الهامات غيبى است و آوازهاى سرّى ، و واقعه‌ها و خواب‌هاى صالح ، و غير آن ، به مشايخ و راسخان در علم متعلّق است . و ببايد دانست كه : مريد را با شيخ ، بدايتى هست و نهايتى ، بدايتش ، وقت مكيدن شير تربيت است . و ملازمت نمودن صحبت با شيخ . و به لبان كلمات او پرورش يافتن . و بىاجازت شيخ تردد ناكردن . و مفارقت حضرت [ شيخ ] ، اختيار ناكردن . قال اللّه تعالى تأديبا للامّة : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ » « * * » يعنى : مؤمنان به خدا و رسول ، چون به سبب كارى يا امرى موقوف باشند ، هيچ تردّد و آمد و شد نكنند . تا آنگاه كه ، اجازت و دستورى حاصل كنند از رسول - عليه الصلاة و السّلام - مريد نيز بايد كه بر اين نهج و نسق ، بىاستيذان و اجازت شيخ ، عزم رفتن از حضرت شيخ نكند تا نهايت كار ، و نهايت ، آنگاه باشد ، كه به نفس خود مستقل باشد . و به مزيّت آن قربت مخصوص . كه در مهمات و حوائج ، رجوع با حضرت عزّت تواند كرد . و راهى از حضرت عزّت بر دل او گشوده باشد و او را تعريفات و تنبيهات حاصل باشد از حضرت عزّت . چون ، بدين مقام رسيده باشد ، نهايت كار و وقت فطام باشد . و اگر پيش از رسيدن بدين مقام از حضرت شيخ مفارقت كند ، همان علّت و آفت كه به اطفال رسد ، از فطام پيش از بلوغ و وقت آن ، هم بر آن مثال آفات و مخافات از متابعت شهوات و تمتّع از لذّات به مريد نابالغ رسد ، و صحبت شيخ ، مؤثّر است مريد را . تا از اين آفات نجات يابد و اين مقام بلند و درجهء عالى بيابد . و ببايد دانست كه ، خرقه دو نوع است : خرقهء ارادت و خرقهء تبرّك ، و اصل خرقهء ارادت است ، و خرقهء تبرك ، مشابهتى دارد به خرقهء ارادت ، و خرقهء تبرك جمعى راست كه خود را مانند كنند به مريدان حقيقى ، و اين خرقهء تبرك پسنديده است خبر مروى را كه « من تشبّه بقوم فهو منهم » « * * * » يعنى هر كس كه خود را به قومى مانند كند ، او از ايشان است . و سر خرقه آنست كه طالب صادق هر آنگاه كه در صحبت شيخ ، مداومت نمايد و تسليم تصرّفات وى شود ، همچون باشد كه فرزند طفل با پدر . شيخ مريد را مىپروراند ، و از حق تعالى مدد مىخواهد ، به صدق و افتقار و حسن استقامت ، و به حسن بصيرت از اندرون مريد آگاه باشد ، و در خرقه پوشانيدن در مريد ، همان تصرّف به كار بايد داشت ، كه در مطعومات و هر آنچه شكست نفس مريد در آن باشد ، آن چيز او را بايد فرمود . چنان كه به قوّت علم و وفور معرفت ، مصلحت بيند در صوم و افطار ، و او را بر دوام ذكر و كثرت نماز نوافل و دوام تلاوت

--> ( * ) شورا / 42 : 51 . ( * * ) نور / 24 : 62 . ( * * * ) جامع الصغير ج 2 ص 289 .