عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

39

عوارف المعارف ( فارسى )

است ، و اين از غايت جهل و نادانى است و مطموس شدن علم طايفهء صوفيان در اين زمان ، و اين سخن قومى باشد ، كه از علم حال و مقام به لقمه‌اى قانع شده باشد و در هر گوشه‌اى كه سفرهء نيكوتر و طعام لذيذتر بود ، نزد اهل اين زمان ، آن خادم را شيخ و مقتدا دانند و انديشه نكنند كه خادم به مقام شيخى نتواند رسيد . و فرق بسيار است ميان خادم و شيخ ، كه خادم در مقام ابرار باشد ، و شيخ در مقام مقرّبان و نزديكان و محبوبان مراد و مقام شيخى ، كسى را مسلّم بود كه از مقامات و احوال كه ذكر آن رفته است در باب سابق ، حاصل كرده باشد . امّا ببايد دانست كه : خدمت كردن به غايت پسنديده است . و خادم مقبول حضرت عزّت بود و درجات عاليه به نام او مسجّل . ابو هريره - رضى اللّه عنه - گفت كه : رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - در سفرى بود ، طعامى نزديك وى آوردند ، ابو بكر و عمر - رضى اللّه عنهما - را گفت : بيائيد و بخوريد . ايشان گفتند : ما به روزه‌ايم . گفت : بخوريد كه چون به روزه باشيد ضعيف شويد ، و از خدمت كردن بازمانيد و محتاج آن شويد كه كسى خدمت شما كند . و خادم حريص باشد بر خدمت ، اگر از كسب باشد و اگر از دريوزه ، به هر آن وجه ، كه وى را دست دهد ، سعى مىكند تا چيزى حاصل كند و بر فقرا و طالبان ايثار كند ، براى ثواب آخرت را . و ببايد دانست كه : طريق بهشت ، خدمت كردن است و بذل و ايثار ، و خدمت ، فاضل‌تر است كه نماز نوافل كردن چون نيّت صادق بدان مقرون باشد . دليل بر اين سخن خبر مروىّ است : انس گفت : رسول خداى - صلعم - در سفرى بود با جمعى از اصحاب ، از آن ياران بعضى به روزه بودند و بعضى نبودند . در منزلى فرود آمدند ، و روز به غايت گرم بود ، روزه‌داران طلب سايه كردند و قيلوله ساختند ، و آن جماعت كه به روزه نبودند ، چست و چابك ، ميان خدمت در بستند و به خيمه زدن و اشتران را آب دادن مشغول شدند . و رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود آن جماعت را كه به روزه نبودند كه : شما امروز مزد و اجر و ثواب بسيار حاصل كرديد . « * » دليلى است روشن و برهانى قاطع ، بر آنكه خدمت فضيلت دارد بر نماز نافله و روزهء تطوّع ، و خدمت كردن مقامى عزيز است و پسنديدهء جمله مشايخ صوفيان ، و به سبب خدمت ، چون از شوايب ريا صافى باشد ، خادم ، سعادتهاى ابد و دولت‌هاى سرمد كسب كند . و معلوم بايد كرد كه ، خادمان بر چند قسم‌اند : اوّل قومى باشند كه خدمت از بهر ثواب آخرت كنند ، و بعضى باشند كه به ريا خدمت كنند و نظر ايشان بر محمدت و ثناى خلق باشد ، و قسمى آن باشند كه وقت وقتى ، در خدمت كردن تهاون نمايند از بهر دفع هواى نفس و عوض محسنان . و طايفه‌اى آن باشند كه چون با جمعى به صلح باشند ، از بشاشت و گشاده‌رويى به خدمت ايشان قيام نمايند و شرائط آن بجاى آورند . و چون از كسى برنجند ، خدمت ايشان به جدّ

--> ( * ) اشاره به حديث : « ذهب المفطرون اليوم بالاجر » جامع الصغير ج 2 ص 30 .