روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

28

عبهر العاشقين ( فارسى )

( 60 ) زيرا كه كون بهاى يك مويش نبود ، از آن چنان ارزان آمد ؛ ليكن عاشقان را به صد هزار جان دادند ، بهايش [ a 23 ] نه گران آمد . در مرآت جمالش چهرهء جمال ازل پيدا بود ، از آن سيّارگان « 3 » سماوات رسالت بنعت حرمت پيش او سجود كردند ، چنانك ملكوتيان پيش آدم . زيرا كه هر دو كعبهء صفت بودند و مشارق آفتاب ازليّات ، از آن آفتاب‌پرستان قدم بدان دو شاهزادهء عدم سجود كردند . جمال يوسف به همّت التباس از راه « هذا رَبِّي » « 7 » خليل برداشت ، گفت « إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ » « 7 - 8 » . يا اولو الالباب ! دانيد كه سرّ ظهور تجلّى نه عين حلول است ؛ اگر نه ، ظهور حلات « 9 » جلال ذات در آينهء افعال بودى ( و ) اين قبله‌هاى مختلف از آن حديث كه شهود عين در عين فعل است ، بيگانه بودى . ( 61 ) عشق يعقوب بر يوسف - عليهما السّلام « 12 » - مر عاشقان را دليلى عظيم است [ b 23 ] در عشق انسانى ، زيرا كه عشق او جز عشق حقّ نبود ، و جمالش جمال حقّ را در عشق وسيلت بود . آن همه براى آن بود كه ( محمّد ) - صلوات اللّه عليه - يوسف را - عليه السّلام - ( گفت ) كه « اعطى نصف الحسن » ، و حسن او را معجزات و آيات آمد ، خود را تابش نشانهء جمال بود . ( 62 ) عشق يعقوب بر آن شاهد حقّ از آن آمد كه هر كه در آن

--> ( 3 ) سيارگان A : شايد « ستارگان » . ( 7 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 . ( 7 - 8 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 4 . ( 9 ) حلات A : شايد « حلولات ؟ » . ( 12 ) عليهما السلام : عليهم السلام A .