روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

11

عبهر العاشقين ( فارسى )

حقّ نزد آدميان ، كه وارد شد از بحار رحمت ، و صادر شد از معدن معرفت ، جان جان آدم و غرض عالم و آدم ، عشيق اللّه و محبّه و صفيّه محمّد المصطفى ، صلوات اللّه عليه . ( 25 ) و امّا بعد : معلوم باشد كه عشق ليلى و مجنون ، و جميل و بثينه ، و دعد و رافع « 5 » ، و وامق و عذرا ، و هند و بشر ، [ a 9 ] و امثالهم و نظراءهم در عرب و عجم ، نزد عقلا و علما معروفست . و ألبّاء حقيقت دانند كه تألّف از تهمت طبيعت بيرونست . حكماء فلاسفه گفته‌اند كه عشق عفيف تألّف ارواح است و نجائح اشباح است . و نيز سلاطين معرفت در زمان بدايت بعضى را مرغان مقدّس در قفص عشق انسانى در افتاد ، مثل ابو الحسين النّورىّ ، و ابو الغريب اصفهانى ، و در صحابه بشر و هند . ( 26 ) جوهر درياء عشقشان بجهان عشق از « 11 » جهان امتحان نقل كرد . سيّد آفاق را از حالشان خبر شد ، بريشان ترحّم كرد و گفت « الحمد للّه الّذى جعل فى امّتى مثل يوسف و زليخا » و نيز در عشق انسانى كه منهاج عشق ربّانى است « وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ » « 14 » ؛ « إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً [ b 9 ] وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ » « 14 - 15 » ؛ « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها » « 15 » . از دفتر انبيا بر خوان ، تا بدانى كه در عشق اين نظر نيست ، و در آن عشق از جيحون توحيد بىقنطرهء عشق تو ما را گذر نيست . انبيا و اوليا در عشق انسانى از تهمت طبع شهوانى مقدّس‌اند . آن نكته است كه اهل التباس در عشق دانند .

--> ( 5 ) و رافع A : ظ « و رباب » . ( 11 ) از : او A . ( 14 ) سورهء 33 ( الاحزاب ) آيهء 37 . ( 14 - 15 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 22 . ( 15 ) سورهء 12 ( يوسف ) آيهء 24 .