روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
5
عبهر العاشقين ( فارسى )
ببليّات العشق و اختبر فيك الحقّ ، من يحبّك انجيه من اليم عذابى ، و هو من خواصّ المريدين من احبّائى . » ( 9 ) چون دور ملكوت و روز جبروت جانم را حاصل شد ، در من درد پيدا شد ، و خود را در امتحان عشق ديدم متوارى ، و چون از آن عالم باز آمدم ، درين شرائط امتحان از يافت و نايافت رنجور شدم ؛ پس در جهان جمال بنشستم ؛ روح از سهام عشق در سراى امتحان بخست ؛ نفس حلاوت مىجست ، عقل در حسن صانع قدم طلب مىكرد ؛ تا ناگاه از سوز آن سوداء عشق جمال حقّ در عالم حدثان سير مىكردم . از قضا بسوى بازار نيكان برآمدم ، و در هر صدفى درّ لطفى مىجستم ، تا ناگاه بر سر چهار سوى مكرمات در مرآت آيات [ b 4 ] جمال آن صفات ديدم . ( 10 ) مرغ باغ ازل در آشيان افعال به پردهء صنع در پنهان شده بود ، و لباس « خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » در حسن « فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ » * « 12 » بجمال معنى « خلق اللّه آدم على صورته » « 13 » مزيّن بود ؛ صنعت صانع در صانع گم شده بود ، من بدانستم كه آن چه نادره بود و آن كه بود . بىاختيار چشم جانم در آن آينه بماند و شور عشق بر من غالب شده بود ، ديدهء جان در صانع بماند ، و چشم عقل از كافرى در صنيعت ؛ به چشم جان جمال قدم ديدم ، و به چشم عقل صورت آدم فهم تصرّف كردم « 17 » . ( 11 ) و مرا « 18 » گفت « به ديدهء انسانى در عالم انسانى نگر » . چشم دل 18
--> ( 12 ) سورهء 95 ( التين ) آيهء 4 سورهء 40 ( المؤمن ) آيهء 66 ، 64 ( التغابن ) آيهء 3 . ( 13 ) خلق اللّه آدم على صورته : رجوع شود به سفينة بحار الانوار ج 2 ، ص 54 - 55 . ( 17 ) فهم تصرف كردم : چنين است در A . ( 18 ) و مرا A : شايد « او مرا » .