روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 8
عبهر العاشقين ( فارسى )
كودكى مؤلف تحفة العرفان از بعض مصنفات روزبهان چنين نقل مىكند « 1 » : « شيخ فرموده : اتفاق ولادت من در ميان قومى بود كه در غايت ضلالت و جهالت بودند ، و شغل ايشان همه تباهى و مناهى بود « 2 » ، چون بسنّ تميز رسيدم ، داعيهء طلب در وجودم پيدا شد ، با خود گفتم كه « خداوند پروردگار من كجاست ؟ » و در ان طفلى از كودكان و همنشينان در مكتب مىپرسيدم خداوند خود مىشناسيد ؟ » ايشان مىگفتند : « مىگويند از جاى و جهات منزّه است » ازين سخن مرا وجدى حاصل مىشد . » بقول كشف الاسرار ، در سن سه ، هفت و پانزده سالگى ، سه بار جاذبهء الهى در قلبش خطور كرد و سبب شد كه او همه چيز را دوست بدارد و همه چيز به نظر او به صورت نيكو جلوه كند . وى بشنيدن « ذكر » علاقه داشت « 3 » . جوانى روزبهان دكان ( بقلى ) داشت ، ولى روزى دكان و صندوق را رها رها كرد و همه چيز را بيرون افكند و جامههاى خود بدريد و بصحرا شد ، و مدت شش سال و نيم ( 545 - 551 ) در بيابانها گذرانيد . سپس آرام گرفت و روى بتصوف آورد و اعمال صوفيان را تعقيب كرد ، و حافظ قرآن شد . مؤلف تحفة العرفان « 4 » از يكى از مصنفات روزبهان نقل كند : « چون بسنّ بلوغ رسيدم ، حبّ طاعت و خلوت بر من غالب شد . مدتى بدينطريق مىگذرانيدم ، قرآن ياد گرفتم و به تحصيل علوم مشغول شدم . چون بسنّ
--> ( 1 ) - ورق 11 الف . ( 2 ) - روزبهان اين مطلب را در كشف الاسرار هم آورده ( ماسينيون ص 276 ) . ( 3 ) - روزبهان در كشف الاسرار گويد كه در پانزده سالگى خضر نبى سبب تنبه من شد ( رك . ماسينيون ص 276 ) . ( 4 ) - ورق 11 الف .