روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 101
عبهر العاشقين ( فارسى )
هر فصل - بشاهد آورده شده . به نظر مىرسد كه غالب رباعيات - در پايان هر فصل - از خود روزبهان باشد . فصل و عنوان آن را به عربى آورده ، مثلا گويد : الفصل الرابع ، فى فضيلة المحبّين الذى يألفون الحسن و المستحسن و المحبوبين المستحسنين . آوردن جملهها و عبارتهاى مسجّع از خصايص اين كتابست . « حرّان رهينند ، سيّارگان سماوات يقيناند . جان حرّشان بندهء عشق است ، زانكه مرغان روحشان قفص جسم بشكست . در باغ عشق را بسر پيش شوند . درّ درياى عشق را بجان خويش شوند . ويرانكنان سراى طبيعتاند ، بيخودان راه حقيقتاند ، رخش دلشان جز بار محبّت نكشد ، لب جانشان جز شراب الفت نچشد . عشوهخران بىمقصود و استادان بىمزدوراند . در ره عشق از افسردگى دوراند . . . » « 1 » « در قامت او دلم را قيامتهاست ، در رؤيت جمال او نفسم را ديانتهاست ، در ره هجر او دلم را ولايتهاست ، در ميدان وصال او روحم را با چند عشق مبارزتهاست . » « 2 » بنابراين اصولا نثر عبهر العاشقين نثرى است مرسل . مع هذا روزبهان مىكوشد كه مطالب بسيار را در عبارات اندك بگنجاند ، و بتعبير ادبى وى در « ايجاز » كوشاست : « گه جوهر طينت آدم را به آتش محبّت بسوزند . گه با ترنّم نواى ازل بسازند ، گه در سكر ، گه در صحو ، گه در محو ؛ گهى در قبض ، گهى در بسط ، گهى در خوف ، گهى در رجا ، گهى در
--> ( 1 ) - ص 52 . ( 2 ) - ص 26 .