روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
مقدمه 100
عبهر العاشقين ( فارسى )
و شايد موفق نشده است كه بار ديگر در آن تجديد نظر كند . در چنين حالى ، آشكار است كه لفظ فداى معنى مىشود ، قواعد دستور زبان و فصاحت و بلاغت مهمل مىماند . اين است سرّ خردههايى كه ممكن است از لحاظ فنون ادبى بر مندرجات اين كتاب گرفت . قافيهانديشم و دلدار من * گويدم منديش جز ديدار من خوش نشين اى قافيهانديش من ! * قافيهء دولت تويى در پيش من حرف چه بود تا تو انديشى از ان ؟ * حرف چه بود ؟ خار ديوار رزان حرف و صوت و گفت را برهم زنم * تا كه بىاين هر سه با تو دم زنم « 1 » . جملهها و عبارتها تاب معانى لطيف و نغز و دلكش روزبهان نمىآورد . گفتار او همچون گلى است كه تا در دست بگيريد پرپر مىشود ، و يا چون مادهاى كيمياوى است كه به مجرد رسيدن اندك حرارت بخار گردد . زبان او زبان احساسات است . زيبا و زيبايى را مىستايد و بهر دو عشق مىورزد . 2 . - لفظ : در عبهر العاشقين ، آيات قرآن - گاه تمام آيه و گاه بخشى از آن - مكرّر به كار رفته است . احاديث قدسى و نبوى - مخصوصا احاديثى كه مورد استفاده و علاقهء صوفيانست - درين كتاب بسيار آمده است ، و حتى بعضى از آنها مكرّر شده است . امثال و حكم و كلمات بزرگان صوفيه - به عربى و فارسى - درين كتاب فراوانست « 2 » . اشعار عربى و فارسى « 3 » نيز مكرّر - مخصوصا در پايان
--> ( 1 ) - مولوى . مثنوى چاپ نيكلسن ، دفتر اول ص 106 ؛ چاپ علاء الدوله ص 45 . ( 2 ) - رك . فهرست آيات و احاديث و امثال و حكم و اشعار ، در پايان كتاب حاضر . ( 3 ) - مخصوصا از اشعار سنائى شاهد آورده . رك . ص 101 ، 143 ، 144 ، 145 .