نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

133

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

براى مطلعان بوده و گاهى بر اثر تيرگى وجود فراموش‌كننده از حيطه فهم بيرون رفته بدنبال آن به كتابهائى مىرسيم كه شكلهاى متعددى از قبيل شكل تربيع و تسديس و امثال آن در آنها به كار رفته است پس از اين به كتابهائى مىرسيم كه با نقطه نگاشته شده كه هم فهميده مىشود و هم قرائت مىشود و هم به علم لدنى فرا داده شده است و فراگيرى از آنها تا وقتى است كه آدمى به لباس عاريتى در نيامده باشد و به مجردى كه بدان لباس آراسته شد از آنها خاطر مىكند اما چنان نيست كه بطور كلى آنچه را فهميده از خاطرش برود بلكه شيرينى فهم آنها در كام دلش باقى مانده و ايمان بدانها دارد و از اين راه رغبت و شوق و محبت و عشق در خود به وجود مىآورد . آسمان پرستاره و گاهى از جهت سالك آسمان پرستاره‌اى ظاهر مىشود كه آن قرآن كريم است كه سالك از ناحيه نقطه‌ها به قرائت و فهم آن موفق مىگردد و گاهى درحالىكه در غيبت قرار گرفته و همراه با سختيهائى شده است درصورتىكه شكيبائى ورزد و در شكيبائيش صادق باشد رنگ زرين و سيمين كه رنگ اخلاص و راستى است براى او هويدا مىگردد و گاهى سهيل ذكر از مسافت دورى ظاهر مىگردد و چون سهيل حالت ارتعاشى از خود آشكارا مىسازد آرى