نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

134

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

آن سهيل ذكر است كه از سوى يمن ايمان و ايقان و عرفان طلوع مىكند و هنگامى زحل همت با آنكه در لباس خفا قرار گرفته از دور ظاهر مىشود و از ستاره در هنگامى كه در رفيع‌ترين قرارگاه قرار گرفته است نهايت وجود بشمار مىآيد و گاهى كه به تو نزديك مىشود بزرگ مىشود و از بالا به پائين نزول مىكند و همانند مشترى در تلؤلؤ است . و دليل بر آنكه ستارهء زحل كوكب همت است آنست كه تو بهر كجا نگران بشوى همان ستاره در نظر تو پديد مىشود و گاهى مريخ نزاع و خون‌ريزى طالع گردد و اين ستاره كه ستاره نزاع و خونريزى است براى او لازم و دليل بر فقر و سلوك اوست مشايخ طريق گفته‌اند هرگاه فقير زنده نكند و نمىراند فقير نيست يعنى دو صفت مرگ و حيات اختيارى لازمهء فقر اوست . و گاهى شمس روح يا قلب طالع مىشود و هنگامى زهره خوشحالى و نشاط و شرور به خداى عز و جلّ و عطارد به علم و ماه بوجود ظاهر مىگردد . گذاره و تعبير گاهى كه سالك در رؤيا مشاهده مىكند كه بر الاغى سوار است نشان آن است كه شهوتش را در اختيار در آورده و هرگاه ببيند بر قاطر سوار است نفس اماره را در اختيار در آورده و اگر