نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

125

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

و در هر صفتى از صفات حق كه قلب از سهمى از آن برخوردار است همان صفت به سبب سهمى كه قلب دارد نصيب قلب مىشود و متجلى در آن مىگردد و در نتيجه صفات براى صفات و ذات براى ذات تجلى مىنمايد و گاه است كه صفات شاهد ذاتند و هنگامى هم ذات در محاضر صفات مشاهده مىشود و تجلى اول كه تجلى قلبى باشد تجلى علمى است و پس از آن تجلى مشاهديست كه صفات شاهد آنند و يا در محاضر صفات مشاهده مىشود پس از اين تجلى اتصافى است كه قلب سالك متخلق به اين اخلاق و متصف به اين صفات بشود به اين معنى كه وجود دهد و ايجاد كند و احياء و اماته داشته باشد و به ديگران رحمت نمايد و يا دست به شكنجه دراز كند و امثال اين‌ها از صفات فضل و عدل گفتيم متجلى اتصاف از جمله تجليات است و اينك مىگوئيم تجلى اتصافى داراى سه درجه است اول آن است سالك نسبت به خودش متجلى به صفات شده و از اين راه تغييرى در معانى بوجود آورد دوم در تغيير معانى ياد شده نسبت به خود و غير خودش متصف بصفات بگردد سوم جورى متصف به صفات بشود كه بتواند بطور كلى در وجودات و رنگها و معينها تصرف نمايد و چنانچه مىدانم كمال اين‌گونه اتصاف جز از براى خدا از جهت ديگرى ميسر نخواهد بود . صعود و نزول انوار انوار مختلف‌اند چنانچه پاره‌اى از آنها در حال صعود و برخى