نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
120
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
در چهرهى او نمودار مىگردد از جمله دو دائره چشم است كه از نور درخشندهاى تشكيل يافته و هرگاه به راست و چپ توجه كند اين نور هويدا مىگردد و دائره ديگر دائره نور حق است كه از ميان دو ابرو و دو چشم بوجود مىآيد و در اين دائره نقطهاى كه در ميان آن باشد ديده نمىشود به خلاف دائره دو چشم كه در ميان آن نقطهاى وجود دارد و گاهى است كه دائره دو چشم در نقطهاى كه در آن وجود دارد فانى مىشود در نتيجه خود آن نقطه باقى مىماند و آن دو دائره فانى مىگردد و دائره روح است كه در برابر بينى ظاهر مىگردد و ديگرى نور زبانست كه دائرهء ندارد بلكه آن مطلق و همانند ريزش آبى است كه دائرهاى در آن محسوس نمىباشد و براى نور گوش دائرهاى وجود ندارد بلكه نور گوش دو نقطهاى از نورند كه در ماوراى دو دائره چشمان ظاهر مىگردد . گزارشى از خلوت آنگاه كه در خلوت بودم و از خويشتن غيبت داشتم عروجى براى من دست داد و در برابرم خورشيدى را طالع ديدم بدنبال آن از تابش آن خورشيد رنج بسيارى تحمل كرده و موظف گرديده كه وارد آن گردم جريان برخورد و چگونگى اين واقعه را از شيخ پرسيدم شيخ از خدا شكرانه بجاى آورده گفت در واقعه ديدم كه گويا عازم مكه مكرمه مىباشم و تو هم همراه من مىباشى و در آن