نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
105
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
روبرو گردد و با كمال قدرت و نيرومندى به كارهاى مربوط به خود اقدام نمايد مىفهمد اولين حسى كه وى را به حكومت دعوت كرده دروغ و بيهوده بود مثلا آنجا كه بوى گفته حقيقتى جز آنچه كه تو مىبينى و مىشنوى و مىچشى و مىيابى وجود ندارد و اينگونه مطالب را در ضمن گفتگوهاى طولانى با وى به عمل مىآورد و عقل هم در برخورد اول تا اندازهاى اظهارات وى را تصديق مىكند و پس از آنكه با علم و احساس ديگرى روبرو شد باز هم بتصديق آن اقدام مىنمايد و بهاندازهء تحت تأثير آن قرار مىگيرد كه اگر عليه حس غيبى قيام نمايد با حس غيبى آنگونه رفتار مىكند كه مدعى حقايق عليه انسان سفسطه قيام مىكند چنانچه شكم او را با كارد پاره مىكند و سر او را با سنگ مىكوبد و شمشير را بر سر او فرود مىآورد و زنجير بهپاى او مىافكند و از اين راه درد و رنج در او ايجاد مىكند تا در نتيجه آنها بوجود حقايق اعتراف نمايد و آنگاه كه به اشتباه اولين حس برسد وى را تكذيب مىكند و از آن اعراض مىنمايد و از شكار كردن مطالب حسى خوددارى مىنمايد و در مدتى طولانى از هرگونه تصرفى دست بر مىدارد و از عالم صور و خيال رو گردان مىشود و سگان شكارى و دامهاى شكار را از گرفتن هر گونه شكارى ممانعت مىكند در اين موقع است كه معانى در ضمن رنگهاى مختلفى بهواسطه رابطهاى كه ميان آنها و نيروى بصيرت برقرار گرديده هويدا مىشود و بدنبال آن معانى ياد