نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
106
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
شده در چشمههاى معانى كه قلب باشد فنا مىشود و حيثيت خود را از دست مىدهد و به صورت رنگ واحدى كه رنگ سبز باشد كه رنگ حيات قلب است متجلى مىگردد پس از اين رنگ عقيقى كه رنگ عقل بزرگ هويدا مىشود و كسى كه به اين پايهى از كمال رسيده باشد آنچه را كه مىخواسته به دست مىآورد و آنچه را كه مانع وصول خويش احساس مىكرده از وى سلب مىنمايد و براى وصول به اين موضوع اراده شخصى هيچگونه مدخليتى نداشته و ناخودآگاه بوجود مىآيد بلكه محلى براى خوددارى از آن ملحوظ نمىباشد زيرا كسى كه از رفتن در آتش احتراز مىكند از آسايش خويش هيچگونه ابائى نخواهد داشت . ظهور رنگ بديهى است كه رنگ حيات و عقل به آسانى بدست نمىآيد بلكه ظهور آن پس از آن است كه بار سنگين مجاهده را به دوش بكشد زيرا انسان مجاهد هنگامى كه به نگهدارى دروازه صدق و اخلاص بپردازد و ارادت سنگينى همانند كوههاى سر به آسمان كشيده بر او وارد مىشود تا به حدى كه از سنگينى آنها در زمين فرومىرود و هيچگونه ناراحتى و اضطرابى از خود به ظهور نمىرساند و حركت بر خلافى از او سر نمىزند و روزگارى را بدان حال سر مىبرد و در اين مدت عقل كبير بر او نازل مىگردد و رنگ