نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )

102

فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )

پا و بلكه وجود ديگرى براى او پيدا شده چنانچه به چشم ديگرى مىبيند و به گوش ديگرى مىشنود و با دهان ديگرى لقمه غيبى را مىگيرد و مىخورد و گاهى پس از آنكه از خواب بيدار شد شيرينى آن غذا را كه در خواب خورده است در دهان خود احساس مىكند و همچنان‌كه در خوابست سخن مىگويد و راه مىرود و اقدام بكارى مىكند و به شهرهاى دور دست عزيمت مىنمايد و دورى راه هم هيچ‌گونه حاجب و مانع او نمىشود و آن وجود كه در رؤيا براى او ايجاد شده كامل‌تر از اين وجود است كه در حال بيدارى از آن استفاده مىكند . و گاهى در وجود رؤيائى پرواز مىكند و به روى آب حركت مىنمايد و در ميان آتش وارد مىشود و آتش او را نمىسوزاند و به راستى آنچه گفته شد حقايقى است كه اتفاق افتاده و سزاوار نيست آنها را گزافه پندارى و چنانچه گفته شد اين‌گونه اتفاقات اتفاق حقيقى است و خواب هم برادر مرگ است . و آنچه را كه انسان عادى در رؤيا بدست مىآورد و به حسب نيروى وجودى ناچيز خود احساس مىكند انسان سالك برتر و بهتر از آن را در بين خواب و بيدارى احساس مىنمايد و اين تفاوت به جهت وجود ناچيز و ناتوان عامى و نيروى وجود شريف و نفيس سالك است سپس همان وجود شريف تقويت يافته تا جائى كه همان رفتار بين النوم و اليقظة را بطور مشاهد ابراز مىدارد چنانچه به صورت ظاهر