روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

77

شرح شطحيات ( فارسى )

مجلس خاصّ عاشق « 1 » روى شاهد قدم گشته‌اند . منزلى كه درو بهر دم صد هزار جان عاشق كشته شود ، و شهر طبيعت ويران ماند . زلف يار ( و ) تا كى حجّ و عمرة ؟ تا كى اين زهد و اجتهاد ؟ كه در شراب خانهء وصلت حريف شوخ در جان ربودن بىباك است . اى علّت اولى ! تا چند از منزل تقوى ازين رسوم برتر آئى ، كه حلقهء زلف صفاء بقا پيچ در پيچ است ؟ بهر بوسه‌اى صد هزار خليل بىجان و صد هزار مسيح بر جان . در نواى طربرودش بزند . زخمهء « لَنْ تَرانِي » « 7 » پيداست ، و در نواى بيابانيان چون موسى بسى شيداست . 32 فصل فى شطح أبى علىّ السندىّ رحمه اللّه ( 125 ) امّا شطحيّات أبى على سندى گفتنش كه « من در حالتى بودم ، و در آن منزل از بهر خود بودم . ديگر در حالتى شدم ، كه او را ازو به دو بودم . » ( 126 ) قال : اوّل سير در عبوديّت داشت ؛ در عالم ارادت اكتساب حوالت به خود كرد . چون مشاهد ربوبيّت شد ، در عين جمع افتاد ، همه او را ديد . آنگه وجود به دو قايم يافت . اين چه گفتم ، رسوم است . ممكن باشد كه بدايت عشقش سرّ توحيد آمد : از مربع « 19 » عين جمع در عزب خانهء انائيت افتاد . چون بحر توحيد بىجزر و مدّ قرب و بعد شد ، موحّد در

--> ( 1 ) عاشق M : - S ( 7 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 19 ) مربع S : ربع M