روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

69

شرح شطحيات ( فارسى )

گفت . شك مكن . در رؤيت نه تزوير است ، نه تلبيس ابليس است ، نه خيال آيين است ، « إِنَّنِي « 2 » أَنَا اللَّهُ » « 1 » ، از آيت برون شو ، كه ربوبيّت در حقيقت ذات رسوم است ، « أَلْقِ عَصاكَ » « 3 » 24 فصل فى وصفى ( 110 ) اگر بر شوى بر اثير فلك سماوات عشق ، اى سيّاح گردون كون ! و اى مسّاح بيابان بون ! لاشهء لنگ روحت نعال « 8 » عقل جان‌گير بر محيط بر نشود ، بگوى مركب عقل را تا لگد بر هامون عدم زند ، و عدم را در بحر قدم اندازد . آنگه بىخود « رَبِّ أَرِنِي » * « 10 » گويد و از زخم « لَنْ تَرانِي » « 11 » نترسد . در جبال « 12 » افعال نگه كند ، و در آينهء وجود وجود را بيند ، پس آنگه از وجود متلاشى شود . چون زخم صاعقه باشد و بنيران كبريا سوخته شود ، و خاكش بطوفان غيرت افشانده شود ، ابتدا « أَرِنِي » « 14 » گويد و در ميانه « انا الحق » . چون دانست كه حدث در قدم مستحيل است ، گويد « تُبْتُ إِلَيْكَ » . « 15 » خلق را ذات چون نمايد ؟ او در كدام آينه درآيد ؟ او بنمايد در آينهء خود و هم در آينهء خود درآيد « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » « 17 » ، كه اوّل تنزيه است و آخر تحقيق .

--> ( 2 ) اننى : انى SM ( 1 ) سورهء 20 ( طه ) آيهء 14 ( 3 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 114 ( 8 ) روحت S : روحت را M - - نعال M : مقال S ( 10 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 11 ) ايضا آيهء 139 - ( 12 ) - جبال S : حبال M ( 14 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 139 ( 15 ) تُبْتُ إِلَيْكَ . . . : سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 140 ( 17 ) سورهء 75 ( القيمة ) آيهء 22 - 23