روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
70
شرح شطحيات ( فارسى )
25 فصل فى شطح ذى النورين رضى اللّه عنه ( 111 ) امّا ذى النورين در مقام توسع افعال شطح است . متمكّن بود در حقيقت ، مخصوص به استقامت ، سليمان صفت بود و يوسف روى ، متغيّر نشد ميان خزاين ملك اين عالم ، زيرا كه به حق توانگر بود . از حق ستدى و به حق دادى . آرايش را آلايش نبود . در قعر « الصَّافِناتُ الْجِيادُ » « 9 » نگاه كن ، تا از مغارب ازل آفتاب جلال بازآيد . « لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ » « 10 » از بخل نبود . دانست كه عين تفرقه عين جمع برنيايد . چون متّصف شد بفناء قدم ، غناء كونين او را كسوت حق آمد . لاجرم « هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ ، أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ » « 12 » متمكّن را صفت شد . 26 فصل فى اشارة مقام اهل التمكين ( 112 ) خواجهآ ! اگر ازين كهن سراى باز مشيمهء « كن » شوى به راه عدم ، به دروازهء قدم رسى . دايهء اول ترا تربيت كند به اغذيهء « أَ لَسْتُ » بىاجرام عناصر هم زاد فعل شوى . آنگه « 18 » چون باز آيى ، در مربّع چهار سوى عالم شخص را دايگى كنى . آنگه از نقش كرسى و مرقوم عرش علم « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ » « 20 » برخوانى ، بجان آدم همرنگ آدم شوى ، در جسم آدم گهى در ، گهى سنگ ، گهى لعل ، گهى
--> ( 9 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 30 ( 10 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 34 ( 12 ) سورهء 38 ( ص ) آيهء 38 ( 18 ) آنگه : آنك SM ( 20 ) سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 29