روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
45
شرح شطحيات ( فارسى )
آمده . در معرفت تركى شطحيّات گفتى ، و در ميدان تحقيق بصولجان ( گوى ) توفيق بردى . ( 71 ) آوردم اسامى شطّاحان به آخر . غرض كلّى از همه تفسير شطحيّات حسين بود ، تا از معرض طعن بيرون آورم « 4 » ، و رموز وى را به زبان شريعت و حقيقت شرح بگويم ، زيرا كه شان سخنش از همه عجيبتر است ، چنانچه « 6 » در معاملات از همه غريبتر ، زيرا كه بيشترين در انائيّت « 7 » گويد . طريق حقيقتش در ديدهء ناتمامان منطمس بود . ازين حقيقت غمّهء ابهام از روى صفا برداريم . بدانك آن عزيز در عين جمع افتاده بود . غرق در بحر بىپايان ازل ، صرف وجد برو غالب بود . در آن دريا بنعت عبوديّت درون برفت ، و برسم ربوبيّت برون آمد . از قعر آن بحر جواهر لايزالى برون آورد . كس نديده بود و كس نشنيده ، زيرا كه بعضى گفتند ساحر است ، و بعضى گفتند جادوست ، و بعضى گفتند مجنون است ، و بعضى گفتند زنديق است . قليلى گفتند كه او صادق است . آرى چنين گويد آن كس كه نداند ، ليكن چون سنّت است از حق چنين است كه انبيا را ساحر و جادو خواندند . آنها كه مفلسان بودند ، رهروان در بلا صبر كنند ، و دل خوش دارند . باز آنكه اهل بغداد كرامات آن بزرگ چون ماه مىديدند ، در وقت كشتن ، و بعد از كشتن ، صدق دعوى در مقالت شريفش پيدا مىشد . ( 72 ) دانستند كه عالمى ربّانى است ، لكن براى زيادت رياست
--> ( 4 ) آورم : آورديم SM ( 6 ) چنانچه SM : ظ « چنان كه » ( 7 ) انائيت S : انانيت M