روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

405

شرح شطحيات ( فارسى )

( 727 ) قال : يعنى من در عالم بشريّت بودم ، در طبايع « 1 » منقسم ، بحقّ جمع شدم . قسمت از من برفت به رؤيت جمع « 2 » . به رؤيت موحّد از غير او فرد و موحّد شدم . قال اللّه تعالى « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » « 3 » و « قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ . » « 4 » 244 فصل ( فى الشطحيّة 19 للحلّاج ) ( 728 ) در كلمهء « 8 » كه صادر شد از سلطان عارفان ابو يزيد - قدّس اللّه روحه - در حديث « سبحانى » حسين گفت « مسكين ابو يزيد ! در بدايت نطق بود ، ناطق بود ، از جهت حقّ بود ، محجوب بايزيد . در آن ميان پندارد كه عارف از حقّ شنود ، بايزيد نبيند ، وز آن انكار نكند ، و آن را بسيار نبيند . » ( 729 ) قال : يعنى عارف « سبحانى » چون از سكران شنود ، واسطه از ميان برگيرد ، نطق از حقّ شنود . نه ! كون جمله السنهء حقّ است بر آن . آن چنان كه خواهد ، هر چه خواهد ، بگويد ، چنان كه مهتر گفت - عليه السلام - « نطق اللّه على لسان عمر . » مسكين گفتنش از ترحم و شفقت و انبساط است . رنجورى بايزيد بديد در دست نااهلان . برو غمخوارى كرد ، و دلسوزى نمود . گفت :

--> ( 1 ) در طبايع S : - M ( 2 ) به رؤيت جمع S : - M ( 3 ) فَاسْتَقِمْ . . : سورهء 11 ( هود ) آيهء 114 ( 4 ) قُلِ اللَّهُ . . : سورهء 6 ( الأنعام ) آيهء 91 ( 8 ) فصل . . . در كلمهء . . . سبحانى : در كلمهء . . . سجانى . فصل SM