روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
395
شرح شطحيات ( فارسى )
كند ، داند كه ايمان نيارد ، الا بعد از آن كافر شود . » او را گفتند « اين حال چون باشد ؟ » گفت « مسكين اوّل وهلت وقف كند « 2 » با چيزى . آنگاه مترقى شود وقوفش با آن چيز . كافر شود در آخر « 3 » وهلت . نبينى كه اگر باز آن گردد ، كافر بوده است ؟ » ( 716 ) قال : بدين سخن آن خواهد كه هر كه ايمان بحقّ آورد ، و او را در دل درجات و اسباب عطا بماند ، در حقيقت توحيد شركست . چون در اوايل ايمان بحقّ آورد ، آنگه در اواخر به رؤيت عطا كافر شود ، آنگه جمله بگذارد ، و در حقّ فانى شود ، حقيقت ايمان يافت . قال اللّه تعالى « فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ » « 9 » يعنى در وجود ما از وجود خود غايب شو « 10 » ، كه وجود تو در وجود ما گناهست . چون بما رسيدى ، مادون ما « 11 » بگذار ، با « 14 » استغفار كه ما گفتيم « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ » « 12 » ، كه وجود ما وجود ما را شكر گويد براى تو . « وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً » « 13 » بدان ، اى حقّگوى ! كه حقّ غيورست ، ايمان در وحدت كفرست ، زيرا كه اشارت حدث بقدم است . و آن متعلّق بقرب ظاهر است ، ليكن از حقيقت « 16 » بعيد است . كفر ايمانست در حقيقت توحيد ، زيرا كه اقرار به نكره است ، و نكره حقّ حقّست بر كون . در ظاهر بعد
--> ( 2 ) وقف كند . . . وهلت S : - M ( 3 ) آخر A : اول SM ( 9 ) فَاعْلَمْ أَنَّهُ . . : سورهء 47 ( محمد ) آيهء 21 ( 10 ) شو M : شود S ( 11 ) ما دون ما M : بما دون ما S ما دونى A - ( 14 ) - با : بار SM مع A ( 12 ) عَفَا اللَّهُ : سورهء 5 ( المائدة ) آيهء 101 ( 13 ) وَ إِذا ذَكَرْتَ . . : سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 49 ( 16 ) در حقيقت : در SM فى حقيقة A