روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
26
شرح شطحيات ( فارسى )
( 38 ) آه از دست اين شوخان بىرسم ، چه دلهاى سنگين دارند تا تخم جفا در زمين بىوفا كارند . اين بدسگالان بسى رياضت و مجاهدت كردند و سالها دود چراغ خوردند ، خواستند كه تقدّم مشايخ بيابند ، و همچون ايشان بكرامات مشهور و معروف شوند ، مأمولشان جز رعنايى نبود . از آن از درجات قوم محجوب شدند ندانستند كه رياست ايشان كسبى نيست ، زيرا كه به حليهء كبرياء حق ملتبس بودند . چون از عبادت مقصود نيافتند ، اصول متصوّفه را نفى كردند . چون ندانستند كه « وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ » « 9 » قرّايى و رعنايى پيش گرفتند ، مشايخ بزرگ را « 10 » بنكوهيدند تا عامّهء خلق را بزرق و سالوس روى با خود كردند ، رسم علم در پيش گرفتند . به صورت علم آن عزيزان را طعن مىزدند . اجابت دعوت هواء نفس كردند تا در اسر شيطان بماندند ، و به حبالهء ضلالت درافتادند . « اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ » « 14 » ايشان را اغرا كرد بطعن مشايخ ، و ايشان « 15 » باولياء حق عامّهء خلق را برانگيختند ، تا آن عيّاران را ايذاها كردند . ( 39 ) دريغا اگر بودى ايشان را زاجرى از عقل يا واعظى از علم تا دست از عروسان حضرت بداشتندى ، و گرد علم غامض ايشان نگرديدندى ، و بحث در عبارات و شطحيّات مستان حق نكردندى ، تا در مهالك هالك نشدندى . سرابستان قديم است . هنوز بقاياى آن مدبران ماندهاند . در وقايع اولياء حق طعن مىزنند ، به پارسايى و عالمى بيرون
--> ( 9 ) سورهء 46 ( احقاف ) آيهء 11 ( 10 ) بزرگ را : بزرگوار S بزرگوار M ( 14 ) سورهء 58 ( مجادله ) آيهء 19 ( 15 ) و ايشان : و ايشان را SM