روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
27
شرح شطحيات ( فارسى )
آمدهاند ، و از سر منابر دشنام مىدهند ، از « من اهان لى وليّا فقد بارزنى بالمحاربة » « 2 » خبر ندارند . براى رياست نفى مكاشفهء صديقان مىكنند ، آرى . بيت : تو چه دانى زبان مرغان را * كه نديدى شبى سليمان را ؟ نمىدانند كه جان پردرد عاشقان در لزوم انس و حجال قدس به ديدهء حق حق را ببينند ، « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى » « 6 » . مگر نمىدانند و نشنيدهاند كه احمد حنبل - رضى اللّه عنه - گفت « از دل اولياء حق بذات حق دريچهايست كه ايشان بدان دريچه در ذات حق نگاه مىكنند ، و حق بذات خويش بدان دريچه بديشان نگاه مىكند » . « 9 » مىگويند كه اوليا با حق سخن نگويند ، مگر نشنيدهاند كه سيّد ناطقان حق گفت كه در امّت من قومى هستند كه حق تعالى جلّ شأنه با ايشان سخن گويد و حديث كند ، و ايشان با حق حديث كنند و سخن گويند ، و عمر بن الخطّاب - رضي اللّه عنه - از ايشانست . گفتنش كه « يا سارية « 14 » الجبل الجبل ! » گواه اين حديث است كه « ما شككت فى الحقّ منذ رأيته » « 15 » ياد ندارند . « لو كشف الغطاء » نخواندهاند ، مگر حديث حارثه نشنيدهاند ؟ اخبار متواتر در احكام معرفت عشق فراموش كردهاند و مسائل سلب و سلم و صرف و حيل از بر كردهاند . جمله « 18 » هرزه مىلافند . مصراع : اين راه « 19 » بهپاى هر كسى بافتهاند .
--> ( 2 ) عينا در كشف المحجوب ابو على جلابى چاپ ژوكوفسكى ص 393 آمده ( 6 ) سورهء 53 ( نجم ) آيهء 11 ) ( 9 ) مىكند : مىكنند SM ( 14 ) يا ساريه : رجوع به الإصابة تأليف ابن حجر عسقلانى چاپ مطبعهء شرفيه 1325 قمرى جزء 3 ص 53 ( 15 ) رأيته : رأيت SM ( 18 ) جمله S : + جمله M ( 19 ) راه : ره SM